مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بن‏مایه‏های کلامی امامت در قصص قرآن کریم- فایل ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

اگر در بیان مطلبی پیش از آن یا پس از آن قرینه‏ای بر تمثیلی بودن وجود داشت به طوری که محفوف به‏ قرینه باشد، معلوم می‏شود تمثیل است وگرنه آن مطلب ماجرایی حقیقی است که در گذشته رخ داده یا در آینده واقع می‏شود یعنی تمام آنچه گفته شد یا بازگو می‏شود، حقیقتی است که اتّفاق افتاده یا رخ می‏دهد، و اگر در مواردی، در کنار بیان حقیقی، عبارت «و اضرِب لَهُم مَثَلاً» یا مانند آن آمده باشد برای نفی خصوصیت فرد واقع‏شده می‏باشد و نشان می‏دهد که آن مورد، نمونه و مثالی برای جامع و کلی است. در این گونه از موارد، تمثیل به معنای بیان نمونه است نه به عنوان تشبیه اما در مواردی که چیزی واقع نشده است، تمثیل به معنای تشبیه است نه ذکر فرد و نمونه. بنابراین، چون قرآن حق محض است، همان‏طور که در محتوا حق است، در نحوه بیان نیز حقّ است و ذهن مخاطب را به باطل و انحراف نمی‏کشاند و هرگز متخیّل را به جای واقع بازگو نمی‏کند و مطلب تخیّلی را تحقّقی نمی‏داند.[۸]

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴- سنت‏ها‌‏ی الهی
«سنت» در لغت به معنی طریقه، روش و سیره است.[۹] اما در اصطلاح قرآنی که در آیاتی چون «سُنَّهَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْویلاً»[۱۰] و «سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدیلاً»[۱۱] و «سُنَّهَ اللَّهِ الَّتی‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدیلاً»[۱۲] ذکر شده عبارت از ضوابطی است که خداوند سبحان به منظور تنظیم مظاهر خلقت وضع کرده است.[۱۳] در واقع منظور از «سنت»، قوانین ثابت و اساسى «تکوینى» یا «تشریعى» الهى است که هرگز دگرگونى در آن روى نمى‏دهد، و به تعبیر دیگر خداوند در عالم تکوین و تشریع اصول و قوانینى دارد که همانند قوانین اساسى مرسوم در میان مردم جهان دستخوش دگرگونى و تغییر نمى‏شود، این قوانین هم بر اقوام گذشته حاکم بوده است، و هم بر اقوام امروز و آینده حکومت خواهد کرد. یارى پیامبران، شکست کفار، لزوم عمل به فرمانهاى الهى هر چند ناخوشایند محیط باشد، عدم فایده توبه به هنگام نزول عذاب الهى، و مانند اینها جزء این سنتهاى جاودانى مى‏باشد.[۱۴]
۵- قصه
«قصّه»، جمع آن «قصص» و به معنای روایت کردن ‏است.[۱۵] و در معنای دیگر به معنای یک جمله از کلام نیز هست. مانند آیه شریفه «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ»[۱۶] یعنی بهترین بیان را برای تو تبیین می‌کنیم.[۱۷] امّا از حیث اصطلاح «قصه» به کلام منظوم یا منثور گفته میشود که جریانی را متعاقباً‌ و متوالیاً تعقیب بکند و یک هدفی هم داشته باشد که می‌توان خیالی یا واقعی باشد و بر اساس قواعد و متن نگارش پی‌ریزی شده‌ است.[۱۸]
قصه از نظر قرآن سرگذشت حق و واقعی و صادقی است مبتنی بر دانش الهی که برای گسترش اندیشمندی و ایجاد عبرت و در خردمندان طوری بیان می‌شود که شنونده یا خواننده آن را دنبال می‌کند.[۱۹] در واقع واژه‌ی قصص مطرح در قرآن، به معنی پی گرفتن سرگذشت و ماجرای واقعی است. البته هر قصه‌ای قرآنی حق است و بر پایه حقایق ثابت و دور از هر گونه خرافه و باطل استوار شده و هرگز از صدق و راستی تهی نیست. بدین روی خیال، وهم و مبالغه در قصه‌ی قرآنی راه ندارد.[۲۰]
درباره تعداد قصّه‌های قرآنی نظریّات متفاوتی وجود دارد. به‌ روایتی‌ بیش‌ از ۲۶۰ داستان‌ و قصّه‌ در قرآن وجود دارد. این اختلاف نظرها موجب شده است تا برخی، تنها یک چهارم قرآن را داستان‌های قرآنی بدانند و برخی تعداد داستان‌های قرآنی را به حدود ۱۱۶ قصّه برسانند. برخی معتقدند: تنها بخشی از قرآن قصّه می‌باشد که بخش قابل توجّهی از داستان‌سرایی در آن صورت گرفته باشد، بنابراین نظریّه داستان اصحاب فیل به خاطر کوتاهی‌اش قصّه قرآنی شمرده نمی‌شود. برخی دیگر معتقدند: تنها به آن دسته از خبرهای قرآنی قصّه گفته می‌شود که درباره اقوام پیشین باشد؛ بنابراین نظریّه بیان وقایع عصر پیامبر۲ در قرآن، در دایره قصّه‌های قرآنی نمی‌گنجد.[۲۱]
البته این مسلّم است که بخش‌هایی از حیات اجتماعی یا سیاسی شخصیّت‌ها و اَعلام قرآن، که به صورت تصریح یا اشاره در قرآن مطرح گردیده‌اند، به عنوان قصّه‌های قرآن شهرت یافته‌اند.اَعلام و قهرمانان این نوع داستان‌ها به چند دسته تقسیم می‌شوند:
الف) پیامبران و رسولان الهی؛ که به طور صریح نام ۲۵ پیامبر در قرآن ذکر شده است.
ب موحّدان و مؤمنان راستین؛ همچون مؤمن آل فرعون، طالوت، ذوالقرنین، لقمان و … و برخی دیگر که داستان آنها آمده، ولی به نامشان اشاره‌ای نشده که نام آنان از روایات به دست می‌آید.
ج) ملائکه و فرشتگان؛ همچون: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، و عزرائیل، هاروت و ماروت
د) کافران؛ مانند: نمرود، قارون، هامان و جالوت،
ه‍) زنان؛ مانند همسر حضرت زکریّا، همسر حضرت ابراهیم، دختران حضرت شعیب، حضرت مریم، و نیز آسیه همسر فرعون، زن حضرت نوح و حضرت لوط، زلیخا همسر عزیز مصر[۲۲]
گفتنی است که برخی از قصص قرآن طولانی است مانند قصه حضرت یوسف(ع) و برخی از قصص قرآن کوتاه است و گاه در حد یک آیه مانند ماجرای یادکرد ابتلاء حضرت ابراهیم(ع) و اعطاء مقام امامت به وی که در آیه ۱۲۴ سوره بقره آمده است. قصص دیگر نیز میان این دو حد مذکور جای دارد.
فصل اول: مبانی عمومی در استنباط از قرآن و مبانی تخصصی در استنباط کلامی از قصص قرآن
استنباط کلامی از قصص قرآن بر دو دسته از مبانی و پیش فرضهای عمومی در استنباط از قرآن چون نص و قرائت واحد قرآن، قابل فهم بودن قرآن و جواز تفسیر آن، ساختار چند معنایی قرآن، انسجام و پیوستگی آیات قرآن و جاودانگی قرآن، و مبانی و پیش فرضهای تخصصی در استنباط کلامی از قصص قرآن از قبیل حقانیت قصص قرآن یا نمادین و تمثیلی نبودن آن، هدفمند بودن قصص قرآن، لزوم ارتباط بین نبوت و امامت، تجلی سنت‌های الهی در قصص قرآن و جریان و ایستایی قصص قرآن تا روز قیامت استوار است.
۱-۱- مبانی عام یا پیش فرضهای استنباط از قرآن
بى‏گمان پیش از هرگونه استنباط از قرآن کریم شایسته است که به این مطلب توجه شود که استنباط از قرآن مبتنی بر یک سری پیش فرضهای اساسی است که هرگونه خدشه در این پیش فرضها، برداشت از قرآن را دشوارتر مى‏سازد و گاه موجب عدم اعتبار برداشت از قرآن می‌شود. اینک به مهمترین مبانی عام یا پیش فرضهای استنباط از قرآن کریم اشاره می‌کنیم:
۱-۱-۱- نص و قرائت واحد قرآن
نص و قرائت واحد قرآن کریم از مهمترین مبانی استنباط از قرآن کریم است؛ زیرا عدم پذیرش این مبنا موجب تزلزل در متن و سیاهه قرآن خواهد شد و امر برداشت از قرآن را دشوار خواهد کرد این مطلب در ارتباط با همه آیات قرآن است به ویژه در قصص قرآن که تزلزل در متن و قرائت مسیر فهم آن را ناهموار خواهد ساخت.
این مطلب از صحیحه زراره از امام باقر(ع) در «الکافی» استنباط مى‏شود که حضرت فرمود: «إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَکِنَّ الِاخْتِلَافَ یَجِی‏ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاهِ» «همانا قرآن کریم واحد است و از ناحیه خداوند یکتا نازل شده است لیکن اختلاف از ناحیه راویان است»[۲۳]
و نیز کلینی به طریق خویش از فضیل بن یسار نقل کرده است که گوید به امام صادق(ع) عرض کردم همانا مردم می‌گویند: قرآن بر هفت حرف نازل شده است. حضرت فرمود: «کَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِدِ»[۲۴] «دشمنان خدا دروغ گفته‏‏‏اند‌‏، قرآن بر یک حرف از ناحیه خدای واحد نازل شده است».
اما در خصوص روایت نزول قرآن بر هفت حرف که شیخ صدوق در کتاب «الخصال» از امام صادق(ع) نقل کرده‏ است: «إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَى سَبْعَهِ أَحْرُفٍ وَ أَدْنَى مَا لِلْإِمَامِ أَنْ یُفْتِیَ عَلَى سَبْعَهِ وُجُوهٍ ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِساب»[۲۵]‏ به لحاظ سندی ابن‏‏ولید، صفار، عباس بن معروف و حماد بن عثمان توثیق شده‏‏اند.[۲۶] در این میان حال «محمد بن یحیی صیرفی» روشن نیست لذا این روایت مجهول و ضعیف به شمار مى‏آید. به لحاظ دلالی نیز با صحیحه زراره و نیز با روایت فضیل بن یسار از امام صادق(ع) که به حضرت عرض کرد: همانا مردم مى‏گویند: قرآن به هفت حرف نازل شده ‏است، حضرت فرمود: «دشمنان خدا دروغ گفته‏اند بلکه قرآن بر حرف واحد از نزد خدای واحد نازل شده ‏است».[۲۷] که کلینی نقل کرده در تعارض است و نمى‏توان به آن اعتماد نمود. اما بر فرض مماشات در سند، به لحاظ دلالی مى‏توان به وجوه دلالی زیر اشاره کرد:
أ- بطون قرآن کریم: یکی از وجوهی که مى‏توان درباره روایت نزول قرآن بر سبعه احرف در نظر گرفت این است که این روایت را ناظر به مسأله بطون و وجوه قرآن بدانیم زیرا در این روایت، نزول قرآن بر سبعه احرف به نحو مطلق بیان نشده‏ است بلکه پس از آن در عبارت «وَ أَدْنَى مَا لِلْإِمَامِ أَنْ یُفْتِیَ عَلَى سَبْعَهِ وُجُوه‏»، «سبعه وجوه» بیان شده ‏است.[۲۸] دلالت این روایت بر بطون قرآن، شواهد گوناگونی دارد که به آنها اشاره مى‏کنیم:
عیاشی این روایت را در باب «تفسیر الناسخ و المنسوخ و الظاهر و الباطن..»[۲۹] بحرانی، در مقدمه تفسیرش این روایت را در باب «فی أن القرآن له ظهر و بطن و عام و خاص..»[۳۰] مجلسی نیز این روایت را در بحارالأنوار در باب «أن للقرآن ظهرا و بطنا..»[۳۱] نقل کرده‏اند که این امر بیانگر این است که عیاشی، بحرانی و مجلسی روایت مذکور را مربوط به بطون قرآن دانسته‏اند. مؤید دیگر بر این دیدگاه روایتی از صفار(د ۲۹۰ق) از امام باقر(ع) است که فرمود:«تَفْسِیرُ الْقُرْآنِ عَلَى سَبْعَهِ أَحرُف مِنْهُ مَا کَانَ وَ مِنْهُ مَا لَمْ یَکُنْ بَعْدُ ذلکَ تَعْرِفُهُ الْأَئِمَّهُ(ع)» ناگفته نماند برخی روایت مذکور را به صورت «سبعه أوجه» نقل کرده‏اند.[۳۲]
فیض کاشانی(د ۱۰۹۱ق)، این روایت را نص در بطون و تأویلات دانسته ‏است.[۳۳] صاحب جواهر(د ۱۲۶۶ق) نیز علاوه بر احتمال تقیه در این روایت، با قرینه ذیل روایت که مى‏فرماید: «وَ أَدْنَى مَا لِلْإِمَامِ أَنْ یُفْتِیَ عَلَى سَبْعَهِ وُجُوه‏» مراد از احرف سبعه در این روایت را «بطون قرآن» دانسته ‏است.[۳۴]
در برخی از منابع روایی متقدم عامه پس از روایت نزول قرآن بر سبعه أحرف عبارات «ظهر و بطن» نیز در روایت وجود دارد که این امر مراد از صدر روایت را مشخص نموده که روایت مذکور مربوط به بطون قرآن است. به عنوان نمونه‏‏ ابویعلی موصلی(د ۳۰۷ق)، طبری(د ۳۱۰ق)، ابن‏‏حبان(د ۳۵۴ق) و طبرانی(د ۳۶۰ق) از ابن‏‏مسعود از رسول خدا(ص) روایت کرده‏اند که حضرت فرمود: «إن القرآن نزل على سبعه أحرف لکل آیه منها ظهر و بطن و لکل حد مطلع»[۳۵] البته در «حلیه الأولیاء» و «تاریخ مدینه دمشق» در ادامه روایتی شبیه این روایت، از ابن‌‏مسعود عبارت «و إنّ علی بن أبی طالب(ع) عنده منه علم الظاهر و الباطن» آمده است.[۳۶] لذا بنا بر توجیه مذکور که ناظر به مسأله بطون قرآن است، روایت شیخ صدوق در خصال با صحیحه زراره و روایت شبیه به آن در «اعتقادات الإمامیه» منافاتی نخواهد داشت.
ب- لغات: یکی دیگر از وجوه محتمل درباره روایت مذکور، حمل آن بر لغات است. [۳۷] بر این اساس عدد هفت نیز در اینجا دلالت بر مبالغه و کثرت مى‏کند.
ج- احتمال تقیه: برخی نیز بر این باورند که در صورت صدور این روایت، صدور آن از جهت تقیه و موافق روایات مشهور سبعه ‏احرف است.[۳۸]
علاوه بر آنچه ذکر شد، شیخ صدوق این روایت را در کتاب «الخصال» نقل کرده که در مقدمه آن انگیزه‏اش را از تألیف این کتاب نقل روایات اعداد و خصال ذکر کرده و اشاره‏ای به صحت این روایات نکرده بلکه هدفش صرف نقل روایات مشتمل بر خصال و اعداد بوده‏، بر این اساس روایت مذکور را نیز نقل کرده ‏است.[۳۹] افزون بر اینکه به نظر مى‏رسد شیخ صدوق این روایت را صحیح ندانسته زیرا آنجا که در کتاب «الاعتقادات»، اعتقادات امامیه را بیان مى‏کند روایتی از امام صادق(ع) شبیه صحیحه زراره از امام باقر(ع)[۴۰] چنین نقل کرده‏ که امام صادق(ع) فرمود: «القرآن واحد، نزل من عند واحد على واحد، و إنما الاختلاف من جهه الرواه»[۴۱]
۱-۱-۲- قابل فهم بودن قرآن و جواز تفسیر آن
از جمله مبانی عام در تفسیر قرآن، آن است که تفسیر، امری ممکن و قرآن کریم، قابل فهم و تفسیر است و مراتب عمومی آن منحصر به معصومان(ع) نیست و برای دیگر مفسران نیز مقدور است.[۴۲] توضیح اینکه یکی از نیازهای ضروری مردم برای رشد معنوی و بهره‌وری از هدایت قرآن فهم مراد و مقصود آیات الهی است. خداوند به منظور بهره‌وری بهتر مردم از قرآن کریم رسول خویش را به عنوان «مُبَیِّن» این کلام معرفی کرده و فرموده است: «..وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون‏»[۴۳] ‏در آیه «..وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْم‏..»[۴۴] علم به تأویل قرآن کریم را مختص خویش و راسخان در علم دانسته است. به استناد بسیاری از روایات «راسخان در علم» رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) هستند.[۴۵] در روایات متعددی مراد از «الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْم» که آیات الهی در سینه ایشان موجود است در آیه «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی‏ صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْم..»[۴۶] ائمه اطهار(ع) معرفی شده‌اند.[۴۷] بر این اساس رسول خدا(ص) و امامان معصوم(ع) آگاهی کامل و همه جانبه به تفسیر و تأویل قرآن دارند.
البته عمومى‏بودن فهم قرآن و میسور بودن درک معارفش بدین معناست که اگر کسی به قواعد ادبیات عرب و سایر علوم پایه مؤثر در فهم قرآن آگاه بود حق تدبر در مفاهیم آن را دارد و می‏تواند به حاصل استنباط خود استناد و احتجاج کند. از یک سو قرآن کریم ما را به تدبر در کتاب الهی فرا می‏خواند و معصومان(ع) نیز در زمینه‏های مختلف و با شیوه‏های گوناگون اصحاب، شاگردان و مخاطبان خود را به قرآن ارجاع می‏دادند و در مقام مناظره با مخالفانِ خود به قرآن احتجاج می‏کردند. از سوی دیگر برخی احادیث، فهم قرآن را به معصومان(ع) اختصاص می‏دهد. جمع بین این دو دسته از روایات آن است که معرفت به کنه قرآن و مجموعه آن که شامل ظاهر و باطن و تأویل و تنزیل است، ویژه معصومان(ع) است؛ اما ظواهر قرآن برای همگان حجت و فهمش برای همه کسانی که علوم پایه را می‏دانند و روشمندانه در آن می‏نگرند میسور است.[۴۸]
در پیوند این مبنا با «استنباط کلامی از قصص قرآن» گفتنی است که مبنای «قابل فهم بودن قرآن و جواز تفسیر آن»، پیشفرض هرگونه استنباط از قرآن کریم است در واقع استنباط از قرآن کریم اعم از استباط فقهی، کلامی، اخلاقی و انواع دیگر هریک فرع و مترتب بر مبنای مذکور است. بنابرین ناگزیر باید مبنای مذکور را به منظور استنباط از قرآن پذیرفت.
۱-۱-۳- حجیت ظواهر قرآن
حجیت ظواهر یکی از مباحث اصول فقه است که در ارتباط با استنباط از قرآن کریم است. در واقع حجیت ظواهر از شمار مهمترین مبانی استنباط از قرآن کریم بشمار مى‏رود. حجیت ظاهر قرآن از آن جهت مهم تلقی مى‏شود که نصوص «قطعی الدلاله» در باب قصص قرآن به فراوانی یافت نمى‏شوند و تنها پس از اثبات این کبری کلی که ظاهر قرآن حجت است مى‏توان راه استنباط از آیات را گشود و ادعا نمود که این آیه در این معنا ظهور دارد. لذا مفسران و قرآن پژوهان در قصص قرآن بیشتر با ظواهر آیات مواجه هستند. هرگونه استنباط از قصص قرآن منوط به پذیرفتن مبنای حجیت ظواهر است.
لازم به ذکر است که در علم اصول فقه، ظن دو بخش دارد: ظن خاص، و ظن مطلق:
أ- ظن مطلق آن است که هر ظنى از هر راهى (به جز ظنون باطله مثل قیاس) حاصل شود حجّت و لازم الاتباع است و مدرک حجیّت آن دلیل انسداد است که از مقدماتى تشکیل شده و نتیجه آنها لزوم اتباع ظن است، خواه ظن حاصل از خبر واحد باشد یا از ظواهر، یا از راه شهرت فتوائی.
ب- ظن خاصّ عبارت است از اماره ظنیه‏اى که دلیل خاصّ بر حجیّت خصوص آن قائم شده، مثل ظواهر و خبر واحد ثقه که به عنوان ظاهر بودن یا خبر ثقه بودن دلیل قاطع بر حجیّت آنها قائم شده است. مهمترین این امارات ظنیه پنج اماره است. ظواهر، اجماع منقول، قول لغوى، شهرت فتوائیه و خبر واحد.[۴۹]
۱-۱-۳-۱- تعریف حجت و معنای حجیت در علم اصول
حجت در لغت به هر چیزی اطلاق مى‏شود که به آن استدلال شود، علم آور باشد یا نباشد، مشروط به اینکه خصم آن را پذیرفته باشد.[۵۰] هرآنچه متعلق خود را اثبات نماید اما به درجه قطع و یقین نرسیده باشد نزد اصولیان، حجت نامیده مى‏شود.[۵۱] گویا حجیت در کاربرد اصولی خود، برگرفته از همان معنای لغوی واژه، اما از باب تسمیه خاص به اسم عام مى‏باشد، از آن رو که «اماره» یعنی همان ظن معتبر، از مواردی است که اگر مکلف بر طبق آن عمل کند ولی با واقع مطابقت ننماید، معذر و منجز است.[۵۲]
۱-۱-۳-۲- ظاهر و نص
دلالت هر لفظى بر مقصود گوینده از دو حال خارج نیست: دلالت لفظ بر یک معنى چنان صریح و روشن باشد که احتمال خلاف منتفى باشد. این قبیل دلالت را «نصّ» گویند. دیگر اینکه دلالت به گونه‏اى است که احتمال خلاف نیز منتفى نیست. به عبارت دیگر: چند معنى در لفظ محتمل است که یکى از این معانى زودتر به ذهن خطور مى‏کند، ولى ممکن است گوینده معناى دیگرى را اراده‏ کرده باشد. چنین دلالتى را «ظهور» گویند. یعنى لفظ در این معنى که زودتر به ذهن مى‏رسد ظهور دارد. شکّى نیست که نصّ، هم براى گوینده و هم براى شنونده حجّت است. ولى چون ظواهر تنها مفید ظنّ هستند، باید دید آیا دلیل محکمى بر اعتبار چنین ظنّى داریم تا در نتیجه بتوانیم به ظواهر قرآن و روایات استناد کنیم یا خیر؟ به عبارت دیگر: اختلاف در حجیّت ظاهر است. آیا بعد از ثبوت ظهور، این ظهور حجّت است یا خیر؟ اصولیان هرچند در دلیل حجیّت ظواهر و مقدار آن اختلاف دارند ولى در اصل حجیّت ظواهر اتفاق دارند.[۵۳]
۱-۱-۳-۳- دلیل حجیّت ظواهر
بیشتر اصولیان دلیل حجیّت ظواهر را بنا و روش عملى عقلا مى‏دانند، که به حکم عقل، مخالفت با ظاهر را، به صرف احتمال خلاف ظاهر، روا نمى‏دانند.[۵۴] به گفته مظفر، دلیل حجیّت ظاهر، منحصر در بناى عقلا است.‏[۵۵] وی براى توضیح و تبیین مطلب، همان راهى را مى‏پیماید که براى بیان حجّیت خبر واحد ارائه مى‏شود، یعنى شکّى نیست که مردم در زندگى روزمره خود و در محاورات جارى بین خودشان، براى فهمیدن مقصود همدیگر، بر ظاهر کلام اعتماد مى‏کنند و هیچ‏گاه در ترتیب اثر بر گفته‏هاى یکدیگر به این دلیل که کلام او نصّ در مقصود نبوده است، اهمال و سستى و بى‏توجّهى نمى‏کنند. وقتى روش عقلا این‏گونه بود، شارع مقدّس نیز به عنوان رییس عقلا، نه تنها از این روش منع نکرده، بلکه خود نیز براى تفهیم مقاصدش همین روش را دنبال نموده است. بنابراین، قطع پیدا مى‏کنیم که ظاهر نزد شارع مقدّس حجّت است.[۵۶] البته در خصوص حجیت ظواهر دیدگاه‏ها‌‏ی گوناگونی وجود دارد که بررسی آن در این مجال نمى‏گنجد برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مى‏توان رجوع کرد.[۵۷]
۱-۱-۴- ساختار چند معنایی قرآن کریم
در شمار مهمترین مبانی تفسیر قرآن و استنباط از آن، اعتقاد به ساختار چندمعنایی برای همه آیات قرآن است که بر این اساس، برای هر آیه پس از گذر از معنای ظاهری، مى‏باید به معنای درونی و لایه‌های بعدی معانی آیات توجه نمود که از آن به «بطن» و یا «استعمال لفظ در بیش از یک معنی» تعبیر مى‏شود. در اصطلاح مفسران شیعه، غالباً «بطن» همتای «تاویل» و در برابر معنای ظاهر آیات دانسته شده است. زیرا غالب مفسران شیعه براساس روایت «ظهره تنزیله و بطنه تاویله» تاویل را با باطن آیات یکسان و آن را مرحله‌ای پس از فهم ظاهری آیات مى‏دانند.[۵۸] باطن به تعبیری همان معانی نهفته در درون معنای ظاهری است؛ خواه یک معنا باشد یا بیشتر، نزدیک باشد یا دور.[۵۹] بنابراین هر معنای غیر ظاهری، بطن است و دارای مراتب و سیر صعودی و در برابر تنزیل است که سیر نزولی دارد، و این همان «ساختار چند معنایی» آیات است.[۶۰]
در میراث روایی امامیه روایات متعددی ناظر به اشتمال قرآن بر معانی ظاهری و باطنی و به تعبیر دیگر بیانگر ساختار چند معنایی قرآن وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
أ- امام باقر(ع) در روایتی فرمود: «همانا قرآن بطنی دارد و بطن آن بطن دیگری دارد و قرآن ظاهری دارد و ظاهر آن ظاهر دیگری دارد». [۶۱]
ب- حمران بن اعین گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم: معنى ظهر قرآن و بطن آن چیست؟ فرمود: «ظهر آن کسانى هستند که قرآن درباره ایشان نازل گردیده، و بطن آن کسانی هستند که پس از نزول قرآن همانند گروه اوّل به آن عمل مى‏کنند و هر چه در باره آنان نازل شده در باره اینها نیز جارى مى‏شود».[۶۲]
اعتقاد به ساختار چندمعنایی قرآن کریم ارتباط بسیاری با جاودانگی قرآن کریم دارد زیرا زیرا با عنایت به مسأله تأویل و بطون معنایی مى‏توان در گذر زمان مصادیق نوظهور را در شمار حکم آیه به حساب آورد البته با عنایت به این قاعده تفسیری که مورد نزول، نمى‏تواند مخصص عموم آیه باشد.
اما در پیوند «اعتقاد به ساختار چندمعنایی قرآن» و «استنباط کلامی از قصص قرآن» گفتنی است که عدم اعتقاد به ساختار چندمعنایی برای قرآن، راه جریان و تطبیق آیه بر مصادیق گوناگون را در برابر مفسران و قرآن پژوهان خواهد بست و در این صورت تنها باید به مورد نزول آیه تمسک نمود و بى‏گمان گرد و غبار کهنگی بر سیمای قرآن خواهد نشست و به جاودانگی آن خدشه وارد مى‏سازد. با تند دادن به مطلب مذکور، این نابسامانی در استنباط از همه آیات قرآن نمایان خواهد بود به ویژه در عرصه استنباط کلامی از قصص که در این صورت برای مطرح کردن جری و تطبیق و بیان سنت‏ها‌‏ی الهی در قصص قرآن ‏مجالی باقی نخواهد ماند.
۱-۱-۵- انسجام و پیوستگی آیات قرآن کریم

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : نقد و بررسی رمان شوهر آهو خانم- فایل ۲۷
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

برخی از صاحبنظران برای پی بردن به درونمایه یک داستان، رهنمود ها و دستور العملهایی ارائه داده اند :
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    1. «گاه دقت در حوادث ، به خصوص حادثه اصلی آن ، خواننده را به راحتی متوجه درونمایه می کند یعنی ، خواننده از درگیری اصلی داستان ،متوجه بسیاری از مسائل می شود ، از جمله اینکه نویسنده چه قصدی از نوشتن داستان داشته است .» (عابدی،۱۳۷۷: ۳۶)
    1. «در مواردی نیز عنوان داستان سرنخ خوبی به ما می دهد تا درونمایه داستان را پیدا کنیم.» (پرین،۱۳۶۲: ۶۸)

۳-شخصیت داستانی ، نیز یکی از عناصر منتقل کننده درونمایه داستان است .« بنابراین در غالب اوقات می توانیم مضمون یا درونمایه هر اثری را از طریق تفسیر و تعبیر شخصیت اصلی هر داستان تشخیص بدهیم .» (میرصادقی،۱۳۷۶: ۱۷۹)«وقتی شخصیتی در طول داستان تغییر می کند و متحول می شود این تغییر و تحول می تواند راهی برای پی بردن به درونمایه داستان باشد . » (کلارک،۱۳۷۸: ۱۹۶)
با توجه به آنچه در بالا براساس نظریات متخصصان فن آورده شد، با بررسی شخصیت سید میران که بیشترین تغییر و تحول را در داستان از سر گذرانده است می توان به درونمایه شوهر آهو خانم پی برد.یکی از درونمایه های اصلی شوهر آهوخانم، نمایش شخصیت سید میران است .
در رمان شوهر آهوخانم ، درونمایه اصلی و فرعی داستان به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم بیان می شود :
به صورت مستقیم ،توسط نویسنده :

    1. انسان وقتی که ردای انسانیت بر دوشش سنگینی می کند ، کشته شهوات و خود خواهی های خویش است . حتی به قیمت فداکردن فرزندانش .
    1. طینت او و شوهر و وضع معمول قوانین و اخلاق اجتماع هر سه دست به دست هم داده بود تا زنی رنج بکشد و مادام العمر به کشیدن این بار طاقت فرسا محکوم باشد .
    1. از زنان یا حتی دختران جوان هیچ عرف و عادت و قانون یا نظم اجتماعی محکمی حمایت نمی کرد، ازدواج قماری بود که غالباً با دغلبازی شروع و با نقص اصول و عهد شکنی پایان می یافت .

از طریق گفتگوی شخصیت های داستان :
« حاجیه در همانحال که کمک میکرد تا آهو کت خون آلودش را بیرون آورد باز با اشاره گفت :
- این خانم با این چوب شوهر بزن بزن .
ابروهای ارمنی بالا رفت :
- په ! خایلی بد ، خایلی بد !
- حاجیه گفت : مادام مسلمان خیلی بد. شوهر این خانم دوزن گرفت (دوانگشت خود را نشان داد.)
تعجب ارمنی بیشتر شد :
- په ! شما راست گفت ؟ من حالا ندانست . پس آن دگر کجا رفت ؟
- حاجیه که ظاهراً دیلماج جمع شده بود به سمت مقابل حیاط اشاره کرد :
آن دگر آن جا در اتاق خودش. مادام ، ما می گوییم تنبان مرد که دو تا شد به فکر زن نو می افتد .
مادام هنگامی که می رفت برود تأکید کرد در وقتی که خود مرد در خانه هست برای موضوع آسیابان به آن جا خواهد آمد و همچنین به او خو اهد گفت که این دوزن گرفتن در اسلام خیلی بد رسمی است ، و از آن بدتر کتک زدن زن » .
درونمایه که در اصل فکر اصلی در هر اثر ادبی است ،هماهنگ کننده موضوع با شخصیت ،صحنه و دیگر عناصر داستان است و سمت و سوی فکری و ادراکی نویسنده را نشان می دهد ، به این مفهوم ، درونمایه به معنای کل اثر است، یعنی فکر یا مجموعه افکاری که موضوع اساسی مورد نظر نویسنده را در داستان تحکیم می کند.
اندیشه و پیام اصلی داستان : نکوهش آیین زشت چند همسری و قوانین نادرست جامعه،نکوهش موازین نادرست اخلاقی و آداب و رسوم خانواده های ایرانی.
۷-۷-لحن در شوهر آهوخانم:
لحن ، طرز برخورد نویسنده با شخصیت های داستان و تلقی او از جهان اطراف خود است. (اسحاقیان،۱۳۸۵: ۱۷)
برای نمونه به چند مورد اشاره می شود :
۱- «بهرام چادر مادر را عمامه می کرد به سر می گذاشت ، عبای زری قدیمی پدر را روی دوش می انداخت، روضه خوان می شد و به منبر می رفت . و چون از صدای گیرنده صاف و رسائی نیز بهره مند بود کاری می کرد که تمام همسایگان خانه آن جا به تماشا گرد می آمدند . بچّه ها با اداهای مسخره پا منبری می کردند، دروغی می گریستند ، راستی می خندیدند، می زدند و می رقصیدند، می خواهند و هورا می کشیدند و از این بزن و بکوب و سروصدا که هیچ امر و نهی و بند و باری نمی شناخت اتاق را روی سر میگرفتند . آیا آن دو جغد نر و ماده شوم هم در اتاق سوت و کور خود به این اندازه خوش بودند؟ مسلم بود که تنبلی و سکوت و همیشه در یک جا لم دادن ، چیزی جز کسالت و رخوت در دنبال نداشت . حال آن که آهو همیشه زنده و در جنب و جوش زندگی بود هرگز از کار وکوشش در راه بچّه هایش آرام نمی گرفت . آری ، این بچه ها در زندگی او نقش بزرگی بازی می کردند .» (افغانی ، ۱۳۴۵ : ۵۰۱ )
۲- «پسر فتح الله ترکه ، میراب محل، دیوانه شده بود و سید میران عاشق ، و بر هیچ کدام ایرادی نبود، البته تصوّر مردم از کار او به این روشنی نبود. آن ها همای بیگانه را مقصر می دانستند، می گفتند چیز بخوردش داده است و برجنس زن لعنت می فرستادند. رفتار او با آهو اگر چه جفا کارانه و خشن بود، لیکن بیش از یک رو نداشت . مقایسه این مرد با کسانی که از محیط عوامل انسانی جز همان لاک خود پرستی که با سر در آن فرو رفته اند چیزی را نمی بینند اشتباهی است که کمتر عقل و احساس درستی آنرا می بخشد . از جهات کلی که بگیریم او همان سید میران سرابی شش سال پیش بود با فرق این که دیگر نه آن حواس جمعی و تمرکز فکر را داشت که به ضبط و ربط کارهای صنف برسد و نه آن نیروی تک و دو را که به وضع خودش. به قول یکی از همسایه ها ، مثل مرغ کرچ، اگر برحسب ضرورتی از خانه بیرون می رفت طولی نمی کشید که فوراً بر می گشت . چنین می نمود که ریه های او جز در اطاق پنجدری آنهم در کنار هما و نه جنبنده ای دیگر ، قادر به دم و بازدم نبود . » (همان : ۷۸۷)
«لحن، آهنگ بیان نویسنده است و می تواند صورت های گوناگونی به خود بگیرد، خنده دار، گریه آور ، جلف، جدی و طنز آمیز باشد.» (میرصادقی،۱۳۷۶: ۵۲۱)
حب و بغض نویسنده در قبال شخصیت ها از رهگذر لحن ممکن می شود : (اسحاقیان،۱۳۸۵:۱۷)
«غمگساری بی گفتگویی چهره ساده و مهربان او را پوشانده بود . کلمه شوهرم با غریزه ای چنان شور انگیز و آهنگی چنان شیرین از سینه سوزان او بیرون آمده بود که قلب تیره سیّد را بی اختیار لرزاند. آیا برای او این یک تسکین عمیق و حقیقی نبود ؟ آیا این زن که یک بار با تلخترین سرشکستگی های ممکن تا لب پرتگاه جدائی رانده شده و دوباره خود به خود بازگشته بود همدل و همراز اوّل و آخر او نبود ؟ زن سلیم النّفس و بردباری که یک همجنس عشوه گر حقّش را به زور و با شیوه های فریبکارانه غصب کرده بود . » ( افغانی ، ۱۳۴۵ : ۶۷۲) .
لحن در گفتگو و طرز تفکر شخصیت ها، موقعیت ها، طنزها، نمادها و حتی نامگذاری بعضی از شخصیت ها رخ می نماید .(بیشاب،۱۳۸۳: ۲۰۸)
لحن گفتگو پر از نفرت ،قساوت قلب ، التماس آلود ، ترحم انگیز و غم انگیز و گریه آور است :
«ترا به شمایل جدّت پیغمبر، ترا به هر جه که در دنیا دوست داری و برایت عزیز است میران، بیشتر از این با من بد نکن ، بیشتر از این به من سرسنگین نباش ! (زانوها و کفشش را بوسید )
مرد که وقتش دیر شده بود و عرصه را برخود تنگ می دید ناگهان هر چه ملاحظه داشت از دست داد، با تکانی شدید پاها را از بغل او آزاد کرد و بر آشفت :
-چه می گوئی آهو؟ از جان من چه می خواهی ؟ نمی خواهمت ، از تو بیزارم . اگر زور است یا حسین ! اگر زور است بیا مرا ! بکش ! عشق و محبت حقنه کردنی نیست ، هر چه به خودم فشار آورم بلکه قلبم را با تو صاف کنم نشده است ، نمی شود !
-از من چه خطائی سرزده است ، هیزی یا دزدی ، که قلب تو را نا صاف کرده ام ؟ از من چه ناخدمتی دیده ای ؟ !
-نه هیزی کرده ای نه دزدی ، از تو بدم می آید ، همین مجبورم می کنی آنچه در دل دارم رک و راست بگویم. آهو، تنها بر سر بد آمدن نیست ، از تو خوف جانی دارم ، از تو وحشت می کنم ، مثل این که موی گرگ به تن داری هر وقت چشمم به چشمت می خورد مورمورم می شود . از بچّه هایم نه بریده ام و نه می توانم ببرم ، اما از آنها هم همین قدر که خون تو را در بدن دارند بیزارم . این حقیقت آن چیزی است که من احساس می کنم ، دلم از تو سیاه شده است . » ( افغانی ، ۱۳۴۵ : ۵۱۱ )
افکار آهو غم انگیز ، ملال آورد و ترحم انگیز است :
«جنایت آشکار را می دید امّا ذرات روحش آنرا قبول نمی کرد ، برای او باور نکردنی بود که عشق ، یعنی مسلّم ترین سعادت و حقّ طبیعی اش که آن هم دلبسته آن بود این چنین پوچ از آب درآید، مانند یک سکه گم شدنی و مثل تیکّه ای زمین بشود قابل انتقال به غیر باشد . در میدان حریف خود مانند کشتی گیری که در لحظه پیش از آغاز مسابقه خون دماغ بشود احساس ضعف و هراس می کرد. تغییر ناگهانی سید میران و رفتار عجیب او همچون رگبار شدیدی از تگرگ در فاصله زمانی ناچیزی همه شکوفه های شادی و یادبودهای شیرین زندگی اش را بر زمین ریخته بود…» (همان:۳۵۴)
نویسنده می تواند با بهره گیری از کلمات، عبارات ، جملات و حتی صنایع بدیعی و فنون بیان تأثیر عاطفی رویدادها و شخصیت ها را در خواننده در جهتی که خود مایل است افزایش دهد و با ایجاد لحن، علاقه یا همدردی خواننده را نسبت به این شخصیت و نفرت یا خشم او را نسبت شخصیت دیگر برانگیزد . (میرصادقی،۱۳۸۱: ۳۱)
« نقشه گرفتن باغ موریچی ، با اینکه شرایط اجاره اش قابل قبول بود با پیش آمدن این قضه عجالتأ در بوته تعویق افتاد. و دلیل آنکه سید میران به نظمّیه شکایت نکرد تنها اهمال او نبود . در پهلوان گشاده دل این داستان شاید به تصّور بعضیها یک ضعف و شاید به تصور بعضی دیگر یک قوّت اخلاقی بس عجیب وجود داشت که به هر حال در وی ریشه دار بود . » (افغانی ، ۱۳۴۵ : ۸۰۷ )
«دل آهو که خالی بود خالی تر شد. غم همچون سنگی که در چاه افتد در قلبش صدا کرد . بوم بد نهادی که بر بام خانه او منزل کرده بود اینک به شکل کرکس شومی بر دنده های او فرود می آمد تا همچنان که تاریکی روشنائی را میبلعد و خردخرد هضم می کند، دل و اندرون او را تیکّه تیکّه بیرون آورد و فرو بلعد »(همان : ۷۵۴)
«اندام خوش زن جوان در سایه بهشتی آن خلوتگاه ، مانند برفی که مهتاب بر آن بتابد جلوه ای خیالی داشت. گردن بلند و قومانند او ، شانه های گرد و سینه سفیدش با دوگوی برجسته و مطلقاً صاف و بلورین ، از چنان شکوه و لطف هیجان انگیزی برخوردار بود که گفتی آب و درخت و گل و همه آنچه که پنهان را آشکار، ثابت یا متحّرک ، در آن خوابگاه پریان هستی داشت در حالت وجد و سرور به جنبش در آمدند تا به زبان بی زبانی به آن الهه میوه ها و باغها خوش آمد بگویند . » (افغانی ، ۱۳۴۵ : ۷۰۷ )

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با پایش و ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

 
شکل ۲- ۴- ساختار شیمیایی فرمون جنسی خوشه‌خوار انگور (Trans-7, Cis-9-Dodecadienyl Acetate)

۲- ۳- تله‌ی دلتا‌
فرمون‌ها در قالب تله‌های فرمونی، برای تعیین حضور آفت، زمان ظهور آفت و اندازه‌گیری نوسانات جمعیت در شرایط طبیعی و تیمار شده استفاده می‌شوند. از این نوع یافته‌ها می‌توان به عنوان ابزار اولیه در ردیابی، پیش‌آگاهی و تصمیم‌گیری در کنترل و مدیریت تلفیقی آفات استفاده کرد. تله‌ی دلتا از پرکاربردترین تله‌های فرمونی برای انواع بال پولک‌داران می‌باشد. این تله به نحوی تا می‌خورد که به شکل مثلث در می‌آید. سپس توسط یک سیم مفتولی، که از داخل سوراخ‌های تعبیه شده در بالای تله می‌گذرد، به درخت آویزان می‌گردد. درون این تله در قسمت کف یا در هر سه قسمت درونی آغشته به مواد چسبناک است. هم‌چنین ممکن است صفحات چسبناک به طور مجزا درون تله قرار گرفته و قابل تعویض باشند. کپسول فرمون در وسط این تله روی صفحه چسبنده قرار می‌گیرد. در هنگام استفاده از این تله‌ها باید مواظب بود شاخ و برگ‌ها به درون تله وارد نشوند. صفحات چسبناکی که فرمون‌ها بر روی آن قرار می‌گیرند نیز هر سه هفته یک بار باید تعویض شوند (آنشلویچ[۲۴] و همکاران، ۱۹۹۴).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

     
شکل ۲- ۵- تله‌ی دلتا (منبع: اصلی)

۲- ۴- ردیابی و پیش‌آگاهی خوشه‌خوار انگور و نیاز گرمایی
ردیابی و پیش‌آگاهی آفت را می‌توان با مطالعه و بررسی مواردی از قبیل روند زندگی میزبان، روند زندگی آفت، محاسبه‌ی نیاز گرمایی یا تلفیقی از این‌ها انجام داد. استفاده از روند زندگی میزبان به طور نسبی آسان می‌باشد چون در این جا وضعیت رشدی گیاه میزبان به عنوان شاخص یا شاهدی برای پیش‌بینی روند رشد آفت استفاده ‌شده و وضعیت رشدی گیاه میزبان به آسانی قابل پی‌گیری می‌باشد. از آن جایی که رشد گیاه نیز به عوامل محیطی مانند حرارت، بارندگی و طول روز وابسته است، می‌تواند مشخصه‌ی خوبی برای رشد و نمو آفت باشد. در همین راستا برخی از توصیه‌ها برای کنترل خوشه‌خوار انگور بر اساس وضعیت رشدی انگور ارائه شده‌اند. بنا بر نظر بهداد (۱۳۸۸)، چنان‌چه قرار باشد بر این اساس با آفت مبارزه شیمیایی شود، برای نسل اول دو هفته قبل از گل‌دهی و هنگام ریزش گلبرگ‌ها و برای نسل دوم هنگامی که حبه‌های انگور به اندازه‌ی دانه نخود هستند، باید اقدام به مبارزه‌ی شیمیایی نمود.
روش دیگر استفاده از روند زندگی خود آفت می‌باشد. این روش اگرچه نسبت به حالت قبل مشکل‌تر است اما دقیق‌تر می‌باشد. برای آسان‌سازی کار در این روش در بیشتر مواقع بر دوره یا شاخص خاصی از روند زندگی آفت مانند اوج پرواز حشرات کامل یا میزان تفریخ تخم‌ها تکیه می‌شود. به طور مثال با کمک تله‌های استاندارد اوج پرواز حشرات کامل در طبیعت مطالعه و به عنوان مبنایی برای زمان مبارزه استفاده می‌شود. برخی مواقع علاوه بر تعیین اوج پرواز، تفریخ تخم هم پایش می‌شود و زمانی که درصد خاصی از تخم‌ها تفریخ شدند، مبارزه انجام می‌شود. بسیاری از توصیه‌ها برای کنترل خوشه‌خوار انگور بر این روش متکی می‌باشند. به‌طور کلی بهترین زمان مبارزه را ۷- ۱۰ روز پس از اوج پرواز حشرات کامل در نظر می‌گیرند (سراج،۱۳۸۷).
روش نسبتاً دقیق‌تر دیگر محاسبه‌ی نیاز گرمایی آفت می‌باشد. این روش بیشتر در تلفیق با روش بررسی روند زندگی یا زیست‌شناسی آفت استفاده می‌شود که در این صورت به آن فنولوژی نیز می‌توان گفت. آشکار است که سرعت رشد حشرات در طی فصول و در مناطق گوناگون یکسان نمی‌باشد. این تفاوت سرعت رشد به عوامل گوناگون درونی و بیرونی بستگی دارد. یکی از مهم‌ترین عوامل بیرونی که سرعت رشد حشرات را به میزان بسیار بالایی تحت تأثیر قرار می‌دهد، دمای محیط می‌باشد. میزان تأثیر این عامل در زندگی حشرات به حدی بالا است که با کمک آن می‌توان روند زندگی آن‌ها را پیش‌بینی کرد و از این پیش‌بینی در زمینه‌های گوناگونی از جمله مدیریت مبارزه با آفت سود جست.
به طور کلی هر حشره، دارای دامنه‌ی دمایی است که در این دامنه، رشد و نمو حشره با افزایش دما افزایش و با کاهش دما کاهش می‌یابد و خارج از این دامنه رشدش قابل ملاحظه نیست یا حتی متوقف می‌گردد. به پایین‌ترین و بالاترین دماهای این دامنه به ترتیب آستانه‌ی دمایی پایین (پایه) و آستانه‌ی دمایی بالا گفته می‌شود. در این دامنه به دمایی که در آن حشره بیشترین رشد و نمو را دارد دمای بهینه گفته می‌شود. هر گونه‌ای دارای دامنه و آستانه‌های دمایی خاص خود می‌باشد. برای نمونه، دامنه‌ی دمایی مطلوب کرم خوشه‌خوار انگور به طور معمول بین ۱۰ تا ۳۰ درجه سلسیوس می‌باشد (کوپر و همکاران، ۲۰۱۰). تفریخ تخم، پوست اندازی‌های لاروی، ظهور شفیره و ظهور حشرات بالغ از معمول‌ترین رخداد‌های زندگی یا مراحل زیستی یک حشره می‌باشند که از شرایط دمایی، بسیار متأثر می‌شوند و می‌توان نیاز گرمایی آن‌ها را محاسبه و از آن در پیش‌بینی روند زندگی حشره و مدیریت مبارزه با آن سود جست. روش محاسبه‌ی نیاز گرمایی به تنهایی یا در تلفیق با یافته‌های حاصل از تله‌های فرمونی برای پیش‌آگاهی آفات و تعیین هنگام دقیق مبارزه با آن‌ها استفاده می‌شود.
به کل گرمای لازم برای پشت سر گذاردن یک مرحله‌ی زیستی (در بین این دو آستانه‌ی دمایی) نیاز گرمایی یا زمان فیزیولوژیک آن مرحله‌ی زیستی گفته می‌شود و با واحد روز-درجه بیان می‌گردد. این نیاز گرمایی را به روش‌های گوناگونی می‌توان محاسبه کرد. فارغ از هر روشی که استفاده شود، دانستن آستانه‌های دمایی حشره و روند تغییرات دما در محیط زندگی حشره برای محاسبه‌ی نیاز گرمایی لازم می‌باشد. یکی از روش‌های محاسبه‌ی نیاز گرمایی در شرایط صحرایی، روش یک سینوسی می‌باشد. در این روش فرض بر این است که منحنی تغییرات دمای شبانه‌روز (۲۴ ساعت) به صورت یک منحنی نیم سینوسی است، به طوری که دما ابتدا از پایین‌ترین مقدار به طور سینوسی افزایش یافته و پس از ۱۲ ساعت به بالاترین مقدار برسد و دوباره در مسیر سینوسی کاهش یافته و پس از ۱۲ ساعت به همان پایین‌ترین مقدار برگردد. البته آشکار است که چنین حالتی به‌ندرت رخ خواهد داد. بنابراین برای آسان‌سازی کار، نخست دمای منطقه در ۲۴ ساعت یادداشت می‌گردد و سپس بر اساس دو دمای بیشینه و کمینه در مدت این ۲۴ ساعت منحنی نیم سینوسی رسم می‌شود و بخشی از سطح زیر منحنی که بین دو آستانه‌ی دمایی پایین و بالا می‌باشد به عنوان مقدار گرمای مؤثر محاسبه می‌شود منحنی تغییرات دمای شبانه‌روز با آستانه‌های پایین و بالا ممکن است یکی از شش حالت ۱) بالای هر دو آستانه، ۲) زیر هر دو آستانه، ۳) بین آستانه‌ها، ۴) برخورد با آستانه‌ی پایین، ۵) برخورد با آستانه‌ی بالا و ۶) برخورد با هر دو آستانه را داشته باشد. بسته به تغییرات دمای شبانه‌روز و آستانه‌های دمایی، فرمول‌هایی برای محاسبه‌ی دمای مؤثر در رشد حشره تهیه شده است (باسکرویل و ایمن[۲۵]؛۱۹۶۹ آلن[۲۶]، ۱۹۷۶). که توضیح کامل آن در گفتار ۳ بیان شده است.
۲- ۵- تحقیقات داخلی روی شب‌پره‌ی خوشه‌خوار انگور با بهره گرفتن از تله‌‌ی فرمونی
بررسی‌های انجام شده توسط نصیرزاده و بصیری (۱۳۷۴) در زمینه‌ی تعداد نسل، نوسانات جمعیت و مناسب‌ترین زمان مبارزه علیه کرم خوشه‌خوار انگور در استان فارس در دو شهر شیراز و آباده نشان داد: آفت در شیراز دارای چهار نسل و اولین حشرات کامل در اوایل فروردین پدیدار گردیدند. اوج پرواز نسل‌ها به ترتیب در اواخر فروردین تا اوایل اردیبهشت، دهه سوم خرداد، اواخر تیر تا اوایل مرداد و اوایل شهریور بود. درجه حرارت مؤثر برای پدیدار شدن اولین حشرات کامل و اوج‌های پرواز به ترتیب ۶/۳۹، ۱/۱۸۶، ۵/۷۷۴، ۸/۱۶۱۴و ۳/۲۳۱۲ محاسبه گردید. در منطقه‌ی سوریان آباده آفت دارای سه نسل و اولین حشرات کامل در اوایل اردیبهشت پدیدار گردیدند. اوج‌های پرواز به ترتیب اواسط تا اواخر اردیبهشت، اواسط تیر و اواخر مرداد تا اوایل شهریور بود. درجه حرارت مؤثر برای پدیدار شدن اولین حشرات کامل و اوج‌های پرواز به ترتیب ۸/۲۳، ۷۵/۱۲۱، ۲/۶۱۸، ۷۵/۱۲۵۲ درجه‌ی سلسیوس بود. همچنین بهترین زمان مبارزه ۱۰- ۷ روز بعد از تشکیل اوج پرواز نسل دوم تعیین شد.
صابر و همکاران (۱۳۷۷) در دو سال پیاپی زیست‌شناسی کرم خوشه‌خوار انگور را در دو منطقه‌ی آذرشهر و خلعت‌پوشان مورد بررسی قرار دادند. مطالعات نشان داد که آفت زمستان را به صورت شفیره داخل پیله سفید ابریشمی در زیر پوست ساقه و تنه درختچه‌های مو و شکاف‌های تنه و ساقه‌ها می‌گذراند. در آذرشهر آفت دارای سه نسل کامل و یک نسل ناقص بود. حشرات کامل دهه سوم فروردین ماه از شفیره‌های زمستان‌گذران خارج گردیدند. سه اوج پرواز به ترتیب در اواسط اردیبهشت، اواسط تیر و اواخر مرداد و یک اوج پرواز با جمعیت کم در اواخر شهریور دیده شد. در خلعت‌پوشان آفت دارای سه نسل کامل بود. حشرات کامل دهه سوم اردیبهشت از شفیره‌های زمستان‌گذران خارج گردیدند. در این منطقه سه اوج پرواز به ترتیب در اوایل خرداد، اواخر تیر و هفته دوم شهریور اتفاق افتاد.
جلیل نواز (۱۳۷۷) به منظور تعیین تعداد نسل، نوسانات جمعیت و مناسب‌ترین زمان مبارزه علیه کرم خوشه‌خوار انگور در شهر تاکستان از تورهای حشره‌گیری و تله‌های فرمونی استفاده نمود. علاوه بر این، در آزمایشگاه نیز با بهره گرفتن از قفس‌های توری و اتاقک رشد مراحل مختلف رشدی حشره را مطالعه کرد. نتایج نشان داد که آفت در تاکستان دارای سه نسل، ظهور نخستین حشرات کامل در اوایل اردیبهشت و اوج‌های پرواز به‌ترتیب اواسط اردیبهشت، اواسط تیر، اواخر مرداد تا اوایل شهریور بود. درجه حرارت مؤثر برای ظهور نخستین حشرات کامل و سه اوج پرواز به ترتیب ۴/۲۵، ۷/۱۱۹، ۴/۵۱۷، ۲/۱۲۴۵ روز-درجه‌ی سلسیوس یادداشت گردید. بیشترین خسارت آفت مربوط به نسل سوم و بهترین زمان مبارزه ۱۰- ۷ روز بعد از تشکیل اوج پرواز نسل دوم ارزیابی شد.
اسحاقی و همکاران (۱۳۸۲) تعداد نسل و بهترین زمان مبارزه با کرم خوشه‌خوار را با بهره گرفتن از تله‌های فرمونی در چهارمحال و بختیاری بررسی نمودند. بر اساس شکار تله‌های فرمونی، آفت در استان دارای ۳ نسل بود. اوج‌های پرواز به ترتیب اردیبهشت، اواسط تیر و اوایل شهریور رخ داد. بهترین زمان مبارزه ۱۰-۷ روز پس از اوج پرواز توصیه گردید.
سعیدی (۱۳۸۶) با بهره گرفتن از تله‌های فرمونی و نمونه‌برداری از مراحل زمستان‌گذران و سایر مراحل زیستی، در دو باغ انگور در شهر سی‌سخت (یکی در دشت و دیگری در کوهپایه) تغییرات جمعیت کرم خوشه‌خوار و بهترین زمان مبارزه با آن را بررسی کرده است. براساس این تحقیقات آفت سه نسل کامل و یک نسل ناقص داشته است و شب‌پره‌های زمستان‌گذران هنگامی پدیدار شده‌اند که میزبان سبزینه‌ای نداشته و جوانه‌های برگ هم هنوز متورم نشده بوده‌اند. اوج خروج لاروهای نسل دوم ۱۰ روز پس از اوج پرواز رخ داده است. براساس این نتایج، پیشنهاد شده است که نخستین مبارزه‌ی شیمیایی اواخر خرداد در گستره‌ی زمانی دو هفته و دومین مبارزه نیز در هفته‌ی اول مرداد انجام شود.
یوسف نژاد و همکاران (۱۳۸۹) به منظور ارزیابی نوسانات جمعیتی و کارایی پیش‌آگاهی متمرکز در جهت مدیریت این آفت در سه منطقه از شهر ارومیه اقدام به تله‌گذاری فرمونی نمودند. بنابر این تحقیقات، آفت در این مناطق دارای سه نسل بود. اوج‌های پرواز به ترتیب ۲۰ تا ۲۷ اردیبهشت، ۷ تیر و ۲۵ مرداد ثبت گردیدند.
علوی (۱۳۹۰) بیواکولوژی آفت خوشه‌خوار انگور را در دو منطقه از خراسان شمالی بررسی نمود. بر اساس نتایج این تحقیق، آفت زمستان را به صورت شفیره داخل پیله‌ی سفید ابریشمی در زیر پوستک‌های تنه‌ی درختچه‌های مو و شکاف‌های تنه و ساقه‌ها می‌گذراند. مشاهدات نشان داد که آفت در مناطق اجرای آزمایش دارای سه نسل در سال بود و درجه حرارت موثر برای ظهور اولین شب‌پره‌ها و اوج‌های پرواز به ترتیب برابر با ۵۵، ۴/۱۲۲، ۳/۷۲۵، ۲/۱۴۷۳، روز- درجه سلسیوس محاسبه گردید.
خادمی و همکاران (۱۳۹۰) برای تعیین مناسب‌ترین زمان مبارزه با آفت خوشه‌خوار انگور، با نمونه‌برداری از مراحل زمستان‌گذرانی و سایر مراحل زیستی آفت، تغییرات جمعیت را در ملایر بررسی کردند. نتایج آنان نشان داد که آفت دارای سه نسل کامل بوده و ظهور شب‌پره‌های نسل زمستانگذران خوشه‌خوار زمانی رخ می‌دهد که میزبان فاقد سبزینه می‌باشد. نسل‌های دوم و سوم بیشترین خسارت را به حبه‌های انگور وارد می‌کردند. اوج خروج لاروهای نسل دوم ۱۲روز پس از اوج پرواز رخ می‌داد. نخستین مبارزه‌ی شیمیایی با این آفت را، اواخر خرداد و اوایل تیر و دومین را هفته‌ی دوم مرداد پیشنهاد دادند.
حسین‌زاده و همکاران (۱۳۹۰) با بهره گرفتن از تله‌های فرمونی در ارومیه زمان‌های مبارزه علیه کرم خوشه‌خوار را تعیین نمودند. نتایج به دست آمده نشان داد که ظهور اولین شب‌پره‌ها در نیمه‌ی دوم فروردین رخ داد و آفت دارای سه نسل کامل و سه اوج پرواز بود که به ترتیب در نیمه‌ی دوم اردیبهشت، نیمه‌ی اول تیر و اواخر نیمه‌ی دوم مرداد مصادف بودند. با توجه به نتایج به‌دست آمده بهترین زمان کنترل شیمیایی علیه لاروهای نسل اول ۷- ۱۰ روز و برای نسل‌های دوم و سوم ۵- ۷ روز بعد از اوج پرواز تعیین گردید.
امیری و همکاران (۱۳۹۱) با بهره گرفتن از تله‌ی فرمونی و داده‌های هواشناسی، نیاز دمایی آفت خوشه‌خوار انگور را در شهرستان بوانات از توابع استان فارس ارزیابی کردند. نیاز دمایی لازم برای ظهور شب‌پره‌ها از اوایل تا اواخر فصل به ترتیب ۲۲۵، ۷۲۵ و ۱۴۲۵ روز-درجه محاسبه گردید. بر این اساس، با داشتن روز-درجه‌ها و میانگین دماهای روزانه می‌توان اوج پرواز حشرات کامل و ظهور لاروها را تخمین زد که این امر در تعیین زمان دقیق مبارزه بسیار کارساز است.
اکبرزاده (۱۳۹۱) فراوانی نسبی جمعیت، تغییرات فصلی و میزان خسارت‌زایی کرم خوشه‌خوار را با بهره گرفتن از تله‌های فرمونی در سه منطقه از شهر ارومیه بررسی نمود. نتایج نشان داد آفت در شرایط ارومیه سه دوره‌ی پروازی در سال دارد که به طور متوسط ۳۷، ۲۶ و ۵۴ روز به طول می‌ انجامد. فراوانی جمعیت شب‌پره در سال‌ها، مناطق و نسل‌های مختلف از ۵۱ - ۱۶۴۷ شب‌پره در هر تله در نسل متفاوت بود. میزان آلودگی از ۶۸- ۹۰ درصد برای لاروهای نسل اول و از ۴۳- ۱۰۰ درصد برای لاروهای نسل دوم و سوم متفاوت بود. شدت آلودگی از ۱- ۱۵ آشیانه‌ی لاروی در هر خوشه برای لاروهای نسل اول و از ۱- ۶۳ درصد حبه‌ها در خوشه برای لاروهای نسل دوم و سوم نوسان داشت.
رایگان و همکاران (۱۳۹۲) تغییرات فصلی، تراکم کرم خوشه‌خوار انگور و همچنین بررسی تأثیر غلظت‌های مختلف فرمون و ارقام مختلف انگور را بر میزان جلب آفت به طرف تله‌های فرمونی در مناطق مختلف استان کردستان مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که این آفت سه نسل در سال دارد و اوج پرواز حشرات کامل در سنندج به ترتیب ۲۳ اردیبهشت، ۶ تیر و ۲۰ مرداد، در سقز، ۳۰ اردیبهشت، ۲۴ تیر و ۲۸ مرداد و در سروآباد ۱۳ اردیبهشت، ۱۲ تیر و ۲۹ شهریور بود. از سه غلظت فرمون، ‌۰۱/۰، ۱/۰ و ۱ میلی‌گرم، غلظت ۱ میلی‌گرم در جلب آفت دارای تأثیر بیشتری بود. تأثیر ارقام در میزان جلب آفت نیز معنی دار بود.
پهنائی و قره‌خانی (۱۳۹۲) ترجیح تخم‌ریزی کرم خوشه‌خوار انگور را بر روی سه واریته‌ی انگور در شهرستان هوراند از توابع تبریز مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که بالاترین ترجیح تخم‌ریزی کرم خوشه‌خوار انگور بر روی رقم عسکری رخ داد. پس از رقم عسکری، ارقام موسکات و انگور سیاه به ترتیب در درجه دوم و سوم قرار داشتند.
۲-۶- تحقیقات خارجی روی شب‌پره‌ی خوشه‌خوار انگور با بهره گرفتن از تله‌‌ی فرمونی
استاوراکی[۲۷] و همکاران (۱۹۸۵) زیست‌شناسی کرم خوشه‌خوار انگور را طی دو سال متوالی در یونان بررسی نمودند. نتایج نشان داد که این آفت سه نسل در سال داشت و این نسل‌ها از اواسط فروردین تا اوایل شهریور ظاهر می‌شدند. آن‌ها همچنین وجود یک نسل ناقص را در بازه‌ی زمانی شهریور تا آبان محتمل دانستند.
براموس [۲۸]و همکاران (۱۹۸۷) بیولوژی کرم خوشه‌خوار را در یونان بررسی و نشان دادند که سه نسل در سال دارد. آن‌ها همچنین وجود یک نسل ناقص چهارم را در شهریور تا آبان محتمل دانستند. بنا براین تحقیق طول دوره‌ی پرواز اول، دوم و سوم را به ترتیب، اوایل فروردین تا اوایل اردیبهشت، اوایل تیر تا اوایل مرداد و اوایل شهریور تا اواخر آبان ثبت کردند.
آتاک[۲۹] و همکاران (۱۹۸۷) برای پیش‌آگاهی و تعیین مناسب‌ترین زمان مبارزه‌ی شیمیایی، زیست‌شناسی و روند زندگی خوشه‌خوار انگور را با بهره گرفتن از تله‌های فرمونی در آنکارا پایش و مطالعه کردند. بر طبق یافته‌های آنان نخستین مبارزه‌ی شیمیایی باید زمانی صورت گیرد که مجموع حرارت مؤثر ۱۲۰ روز-درجه‌ی سلسیوس و میزان آلودگی تاکستان حداقل ۲۰ درصد باشد. دومین مبارزه شیمیایی هنگامی که مجموع حرارت مؤثر ۵۲۰ روز-درجه‌ی سلسیوس و میزان آلودگی یک درصد باشد، صورت می‌گیرد.

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : بررسی رابطه رتبه‌بندی شرکت‌ها بر اساس شاخص‌های مالی و ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

مطالعات متعددی دست‌آوردهای اقتصادی افشای اختیاری را مورد آزمون قرار داده‌اند. این مطالعات استدلال می‌کنند که به طور بالقوه شرکت‌ها با افشای اختیاری گسترده از سه طریق بر روی بازده سرمایه اثر می‌گذارند که این سه طریق عبارتند از:
بهبود نقدینگی سهام در بازار سرمایه
کاهش هزینه سرمایه
افزایش تعداد تحلیل‌گران مالی
ولی هندریکسن و ونبردا با توجه به پژوهش ها و شواهد مشاهده شده بیان می‌کنند که شرکت‌ها تمایل چندانی به افزایش میزان افشای اطلاعات مالی ندارند، مگر اینکه از سوی حرفه حسابداری یا دولت، مجبور شوند. آنها عنوان می‌کنند که پژوهش‌ها، عدم تمایل شرکت‌ها را برای افزایش افشا اطلاعات مالی به دلایل ذیل می دانند:

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

افشای اطلاعات باعث می‌شود که شرکت‌های رقیب از وضع نامطلوب آنها آگاه شوند و این به ضرر سهامداران است.
گفته می‌شودکه اتحادیه‌های کارگری پس از کسب اطلاعات در مورد دستمزدها بهتر می توانند چانه بزنند.
اغلب ادعا می‌شود که سرمایه‌گذاران نمی‌توانند رویه‌ها و سیاست‌های حسابداری را درک کنند و افشای اطلاعات بیشتر موجب گمراهی و نه هدایت آنها خواهد شد.
یک دیدگاه این است که امکان دارد سایر منابع اطلاعاتی موجود بتوانند اطلاعات مالی مورد نظر سرمایه‌گذاران را با هزینه‌ای کمتر از اطلاعاتی که از طریق صورت‌های مالی به دست می‌آیند ارائه کنند.

    1. نا‌آگاهی از نیازهای سرمایه‌گذاران هم دلیلی است برای محدود کردن اطلاعات و در واقع اطلاعات کمتری افشا می گردد (اسمعیل زاده مقری و احمد شعر بافی، ۱۳۸۸).

۱۹-۲- افشای داوطلبانه
۱-۱۹-۲- اهمیت شفافیت و افشای داوطلبانه
افشای داوطلبانه، افشای اطلاعاتی فراتر از تعهدات قانونی است که به وسیله نهادهای قانونگذار تدوین شده است .افشای اطلاعات فرایند تهیه اطلاعات از شرکت گزارشگر به بازارهای مالی است. شرکت‌هایی که به طور داوطلبانه اطلاعاتی را افشا می‌کنند که به وسیله مراجع قانون گذار اجباری برای ارائه آنها وجود ندارد، برای شکل دادن توقعات مشارکان بازار تلاش می‌کنند و از این رو به واسطه افشای اطلاعات اضافی از شرایط معامله با این اشخاص منفعت می‌برند (مدهنی، ۲۰۰۹).
شفافیت اندک و نبود تقارن اطلاعات، رابطه ای عادی دارند. شفافیت اندک نشان می‌دهد که اطلاعات کافی برای ارتباط برقرار کردن با سرمایه‌گذار وجود ندارد. بنابراین یک عدم تقارن اطلاعاتی بین افراد مطلع و آنهایی که مطلع نیستند برقرار خواهد بود. چنین عدم تقارن اطلاعاتی منجر به صرف اطلاعات زیادی می‌شود. در یک بازار کارا، ارزش شرکت به صورت ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده با نرخ مناسب بازده تعدیل شده از لحاظ ریسک تعریف می‌شود. بنابراین هدف از افشای مالی، تهیه اطلاعات مفید برای سرمایه‌گذاران در ارزیابی به موقع بودن و قطعیت جریان‌های نقدی آینده است. اطلاعات مفید تهیه شده از طریق افشای داوطلبانه، فرایند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را بهبود می‌بخشد و سایر استفاده‌ کنندگان از افشای اطلاعات شرکت را در موقعیت مناسبتری برای تخصیص منابع اقتصادی قرار می‌دهند (همان).
۲-۱۹-۲- منافع افشای داوطلبانه اطلاعات
افشای اطلاعات بهتر، هماهنگی و مشارکت میان شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران را با توجه به تصمیم‌های سرمایه‌گذاری که مبتنی بر قیمت سرمایه‌گذاری است، به واسطه تعادل میان جریان‌های نقدی آینده مورد انتظار، به نرخی بالاتر، بهبود می‌بخشد. بازار سرمایه در تعیین ارزش صحیح افشای شرکت در درازمدت کارآمد است.
صرف اطلاعات، ارزش ذاتی افشای بیشتر شرکت می‌باشد. برای شرکت‌های با کیفیت افشای بالاتر، انتظار می رود صرف اطلاعات برابر با افشای اطلاعاتی معادل با افشای رقیبانی با دارایی‌ها و شرایط بازار مشابه باشد، اما برای شرکت‌های با کیفیت افشا و شفافیت پایین، این صرف اطلاعات کمتر خواهد بود.
” مهمترین مزایای افشای کامل و گزارشگری بهتر عبارتند از:
قابلیت اعتبار بیشتر مدیریت،
سرمایه‌گذاران درازمدت بیشتر،
افزایش حجم معامات تجاری،
مالکیت نهایی بالاتر،
نقدشوندگی بیشتر،
فراریت کمتر،
کاهش شکاف خرید و فروش،
تحلیل بالاتر،
دسترسی بهتر و هزینه سرمایه کمتر،
روابط بهبودیافته با انجمنهای سرمایه‌گذاری، و
قیمتهای سهام بالاتر (مدهنی، ۲۰۰۹).
در میان این مزایا، اعتبار مدیریت مهمترین مزیت است که پیش شرط تحقق سایر مزیت‌هاست . هنگامی که مدیریت ازجایگاه اعتباری خوبی برخوردار است، بازار، فعالیت‌های وی را مورد حمایت قرار میدهد؛ حتی اگر در کوتاه مدت تصمیم‌ها و فعالیت‌های وی منجر به کاهش سود جاری شود.
افزایش افشای داوطلبانه سبب کاهش نبود تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایه‌گذاران و افزایش نقدشوندگی سهام می‌شود. افزایش نقدشوندگی میتواند منجر به جذابیت بیشتر سهام برای سرمایه‌گذاران نهادی گردد.
امروزه شرکت‌ها بر اساس سیاستهای افشای خود مورد قضاوت قرار می‌گیرند و میتوانند سیستمهای افشای اطلاعات خود را برای سهامداران از طریق استقرار کمیته‌های افشا تقویت کنند. این کمیته‌ها محتوای اطلاعات، میزان و روش‌های افشای اطلاعات بااهمیت را تعیین می‌کنند. به طور کلی میتوان مهمترین منافع افشای داوطلبانه را در قالب طبقات زیر دسته‌بندی و تشریح کرد:
۱-۲-۱۹-۲- افزایش قابلیت نقدشوندگی اوراق بهادار در بازار
مزیت مستقیم افشای باکیفیت با و گزارشگری مالی، قابلیت نقدشوندگی زیاد اوراق بهادار شرکت است. شواهد حاصل از تحقیقات انجام شده بیان میدارد که مدیران بر این باورند که چنین مزیتی واقعاً وجود دارد.
گراهام، هاروی و راج گوپال[۶۹](۲۰۰۵)، ۳۱۲نفر از مدیران شرکت‌های سهامی عام آمریکایی را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که ۴۴% از مدیران معتقدند که “افشای داوطلبانه اطلاعات قابلیت نقدشوندگی سهام شرکت ما را افزایش می‌دهد". با این حال، این بررسی‌ها شواهدی را در مورد میزان مزیت اقتصادی نقدشوندگی ارائه نمی‌کند، همچنین در مورد انواع، کمیّت، تکرارپذیری و کیفیت افشای داوطلبانه که برای رسیدن به تاثیر قابل اندازه‌گیری نقدشوندگی سهام لازم است نیز شواهدی ارائه نکرده اند.
لوییز و ورچیا[۷۰](۲۰۰۲)، در یک محیط بین المللی نمونه‌های از شرکت‌های آلمانی که به طور داوطلبانه الزامات افشای بیشتری را با تغییر اصول پذیرفته‌شده حسابداری آلمان به نظام گزارشگری بین المللی ، اتخاذ کرده‌اند، مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که در پی این تغییر شکاف قیمتی شرکت‌ها نسبت به زمانی که از اصول پذیرفته‌شده حسابداری آلمانی پیروی می‌کردند کمتر و حجم معاملاتی آنها بیشتر شد که این مطلب با این نکته سازگار است که تعهد به افشای بیشتر، خطر گزینش نادرست در بازار سرمایه را کاهش می‌دهد (حساس یگانه و پژنگ، ۱۳۸۸).
ولی هنوز تردیدهایی در این زمینه وجود دارد. عدم تقارن اطلاعاتی و گزینش نادرست موجب می‌شود که تعداد سهامی که سرمایه‌گذاران نا آگاه حاضر به دادوستد آن هستند کاهش یابد. هر دو اثر، نقدینگی بازار، یعنی توانایی اینکه سرمایه‌گذاران به سرعت بتوانند سهام را با کمترین هزینه و اثرگذارای کم بر قیمت بازار سهام، خرید و فروش نمایند را کاهش می‌دهد.
نوعاً تئوری‌های موجود بر پیامدهای مستقیم بازار سرمایه حاصل از فعالیت‌های افشای شرکت، تمرکز می‌کنند. این پیامدها شامل تاثیر بر نقدینگی، هزینه سرمایه و ارزشیابی شرکت است. یکی از منافع مختص شرکت، حاصل از افشا، که قویاً از جانب تئوری‌های موجود مورد حمایت قرار می‌گیرد، تاثیر بر نقدینگی بازار سرمایه است (ورچیا[۷۱]،۱۹۹۰). این تحقیقات نشان می‌دهد که افشای داوطلبانه و ویژگی‌های حسابداری با نقدینگی بیشتر سهام شرکت‌ها رابطه دارد و این باور وجود دارد که سرمایه‌گذاران در هنگام خرید و فروش سهام کمتر نیاز به حمایت قیمتی دارند.
بنابراین میتوان اثرات افشا بر نقد شوندگی را از دو جنبه زیر بررسی کرد:
اول اینکه ارائه اطلاعات بیشتر به عموم موجب می‌شود که آگاه شدن از اطلاعات شرکت به صورت فردی برای معامله‌گران سخت‌تر و پرهزینه‌تر گردد، در نتیجه سرمایه‌گذارانِ کمتری به صورت فردی از اطلاعات مربوط به شرکت آگاهی می‌یابند که این امر احتمال دادوستد با افرادی که نسبت به عموم آگاه ترند را کاهش می‌دهد،
دوم اینکه افشای بیشتر، عدم اطمینان راجع به ارزش شرکت را کاهش می‌دهد که این امر به نوبه خود مزیت اطلاعاتی بالقوه‌ای را که یک سرمایه‌گذار آگاه ممکن است داشته باشد، کاهش می‌دهد.
۲-۲-۱۹-۲- کاهش هزینه سرمایه
ارتباط بین افشای داوطلبانه اطلاعات مالی و هزینه سرمایه شرکت یکی از بنیادی‌ترین ارتباطات در عرصه‌های دانشگاهی حسابداری و مالی است و درک این ارتباط همان قدر که برای ناظران بازار سرمایه مهم است برای شرکت‌ها که همان تهیه‌کننده اطلاعات برای بازار سرمایه هستند نیز قابل توجه و اساسی است. مدل‌های تئوریک بسیاری پیش‌بینی می‌کنند که افزایش در تعهد شرکت به افشای اطلاعات، رابطه ای معکوس با هزینه سرمایه دارد (ورچیا، ۱۹۹۰؛ لامبرت و همکاران[۷۲]،۲۰۰۷).
ساز و کارهای زیادی وجود دارد که به وسیله آنها افزایش در افشای شرکت می‌تواند موجب کاهش هزینه سرمایه شرکت گردد. در حال حاضر، متون موجود بیشتر به برقراری رابطه بین افشا و هزینه سرمایه پرداخته‌اند و شواهد نسبتاً کمی را در مورد سازکارهای آن ارائه کرده‌اند. علیرغم اهمیّت و معقول بودن این مسئله، ماهیت این ارتباط هنوز یک سوال بدون پاسخ است. بسیاری از تحقیقات تجربی ثابت می‌کنند که شرکت‌های دارای افشای داوطلبانه وسیع، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه کمتری دارند.
شواهد حاصل از بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که مدیران دریافته‌اند که افشای داوطلبانه اطلاعات به صورت گسترده هزینه سرمایه را کاهش می‌دهد.
گراهام و همکاران (۲۰۰۵) دریافتند که ۳۹% مدیران با این ادعا که “افشای داوطلبانه اطلاعات هزینه سرمایه را کاهش می‌دهد” موافق اند، در حالیکه تنها ۲۲% از آنها با این ادعا مخالف هستند. با این وجود میزان اقتصادی تاثیر کاهش هزینه سرمایه به وسیله این تحقیقات مشخص نشده است. افزون بر این، باید به این نکته نیز توجه کرد که منافعی که تاکنون برای افشای اطلاعات مشخص شده است برای همه شرکت‌ها یکسان نیست. این محققان دریافتند که کاهش مشاهده شده در هزینه سرمایه برای شرکت‌هایی که تحلیل‌گران، قیمت سهام آنها را بیشتر پیگیری می‌کنند، بیشتر است.
عدم قابلیت نقدشوندگی و شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش به طور عمده هزینه های معاملات را به سرمایه‌گذارانی که انتظار دارند در یک شرایط برابر به منافع مورد انتظار خود دست یابند، تحمیل می‌کند. بنابراین نرخ بازده مورد انتظار اوراق بهادار به خاطر هزینه‌های معاملات هر دوره افزایش می‌یابد (حساس یگانه و پژنگ، ۱۳۸۸). بعلاوه، گزینش نادرست، تصمیمات تجاری سرمایه‌گذاران را دچار انحراف می‌کند که این امر منجر به عدم کارایی و کم بازده شدن سرمایه‌گذاری می‌گردد و بنابراین موجب تخصیص پرهزینه دارایی‌ها برای سرمایه‌گذارانی که در پی کسب منافع مورد نظر خود هستند شده و همچنین موجب افزایش نرخ بازده مورد انتظار و یا هزینه سرمایه می گردد(همان).
علاوه بر این، مشکل گزینش نادرست و هزینه های دادوستد در بازار سرمایه به زمان انتشار سهام برمی‌گردد. سرمایه‌گذاران این طور پیش‌بینی می‌کنند که هنگامیکه سهامشان را در آینده می‌فروشند با مسئله پوشش قیمت (افزایش قیمت فروش و کاهش قیمت خرید برای جبران زیان احتمالی دادوستد با سرمایه‌گذاران آگاه از اطلاعات خصوصی شرکت( مواجه خواهند شد و بنابراین قیمتی را که حاضرند برای خرید سهام در بازار اولیه بپردازند را کاهش می‌دهند(ورچیا، ۱۹۹۰) در نتیجه شرکت بایستی برای کسب مبلغ ثابتی سرمایه، سهام بیشتری منتشر نماید، بنابراین، عدم تقارن اطلاعاتی موجب بالا رفتن “هزینه سرمایه” نیز می‌شود.
بعلاوه، عدم تقارن اطلاعاتی و گزینش نادرست موجب می‌شود که ارزش‌گذاری سهام در بازار اولیه کمتر از ارزش ذاتی آن صورت گیرد. راک[۷۳](۱۹۸۶) مدلی را ارائه کرد و بوسیله آن نشان داد که گاهی اوقات شرکت‌ها برای اینکه اطمینان پیدا کنند که سرمایه‌گذاران ناآگاه نیز در بازار اولیه سهام شرکت خواهند کرد، اوراق بهادار خود را کمتر از ارزش ذاتی، قیمت گذاری می‌کنند (حساس یگانه و پژنگ، ۱۳۸۸).

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد ماهیت حقوقی شرط مقدار و ...
ارسال شده در 22 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

به نظر می‌رسد قانونگذار اصل را برعدم ارش گذاشته است و در موارد خاص ارش را قبول نموده و در مواردی که قانونگذار ارشی را نیاورده است باید به اصل ( عدم ارش ) عمل نمود که در مورد ارش ماده ۴۲۲ قانون مدنی مقرر می دارد: « اگر بعد از معامله ظاهر شود مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب با اخذ ارش یا فسخ معامله.»
اما در خصوص ماده ۱۴۹ ق . ث علاوه بر این‌که ابقاء عقد را قانونگذار در نظر داشته و این موازنه ارزشی که به هم خورده را از طریق ابقاء عقد و استرداد ثمن اضافی جبران می کند و این بیشتر به خاطر نظم معاملات می باشد. لذا مساحت اضافی آن بر اساس ارزش مندرج در اولین سند انتقال به بایع پرداخت می گردد لذا ضمن موازنه ارزش اکل مال به باطل نیز نمی شود . ذینفع در صورت عدم تمایل می تواند اضافه مساحت را به بایع استرداد و این چنین عقد ابقاء گردد .
مبحث دوم :جبران خسارت در صورت تخلف از شرط مقدار
در مواردی که به استناد یکی از خیارات قانونی حکم به فسخ قرارداد می شود ممکن است ضرر زیادی به یک طرف وارد شود و همیشه فسخ عقد بیع که در واقع ساده ترین گام در جهت حفظ منافع صاحب خیار می باشد برای دفع ضرر کافی نیست . مانند اینکه خریدار ، ملکی را با ساختمان نیمه تمام بخرد و مقدار زیادی هزینه کند و ناگهان متوجه شود که مساحت بنا یا زمین ، کمتر از مقدار تعیین شده است . در اینجا ، چنانچه فقط حق فسخ قرارداد و استرداد ثمن به وی داده شود ، باید متحمل ضرر فراوانی شود که عادلانه نیست . قواعد عمومی از جمله قاعده لاضرر و عدالت اقتضاء می کند که خسارت وی جبران شود . بنابراین علاوه بر درخواست فسخ معامله طرف می تواند تقاضای جبران خسارت خود را بابت تخلف از شرط مقدار نماید .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

گفتار اول : مفهوم خسارت
خسارت در لغت به معنای « زیانکاری و ضرر و زیان»[۲۱۶] و نیز به معنای « زیان کردن، زیان بردن » [۲۱۷]به کار رفته است .
در اصطلاح حقوق خسارت را بدین گونه تعریف کرده اند .
« الف : مالی که باید از طرف کسی که باعث ایراد ضرر مالی به دیگری شده به متضرر داده شود.
ب ـ زیان وارد شده را هم خسارت می گویند. برای صدق مفهوم خسارت باید تجاوز به مال غیر (مستقیماً یا غیر مستقیم) صورت گرفته باشد در این صورت قصد تخلف از یکی از مقررات جاری کشور شرط تحقق خسارت است، مثل اینکه کسی قراردادی منعقد کند و در انجام تعهد خود تاخیر کند ( ماده ۲۲۱ ق . م. ) … خسارت به این معنی خسارت حقیقی است. خسارت حکمی در موردی است که قصد تخلف وجود ندارد ولی قانون آن را در حکم خسارت دانسته است ( ماده ۲۲۱ ق . م ) اتلاف مال غیر بدون قصد نیز منشاً خسارت می باشد( ماده ۳۲۸ ق.م)»[۲۱۸]. یکی از حقوقدانان کشورمان[۲۱۹] به این امر معتقد است که علاوه بر تعهد قراردادی ، جبران خسارت هم باید مورد تعهد متعهد باشد. باید گفت که اگر جبران خسارت در ضمن عقد به صراحت نیامده باشد باید قائل به این شد که تعهد به جبران خسارت به عنوان شرط ضمنی در عقد می‌باشد.
در صورت عدم انجام تعهد یا تاخیر در انجام آن در خصوص لزوم جبران خسارت باید گفت در صورتی که در اثر عدم انجام تعهد یا تاخیر آن خسارتی به متعهد له متوجه شود او می تواند آن را از متعهد بخواهد. زیرا خسارت مزبور در اثر عدم انجام تعهد در موعد مقرر که متعهد ملزم به انجام آن بوده متوجه متعهد له شده است و طبق قاعده عقلی ، هر کس به دیگری ضرری وارد آورد باید آن را جبران نماید. لذا متعهد باید خسارت وارده را به متعهد له بپردازد.[۲۲۰]ماده ۲۲۱ قانون مدنی مقرر می دارد « اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر این‌که جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً به منزله تصریح باشد و یا برحسب قانون موجب ضمان باشد . » در تشریح ماده مزبور بیان شده است که « حکم این ماده زاید است زیرا در باره لزوم جبران خسارت طلبکار ، به اندازه‌ای حکم عرف روشن و قطعی است که تصور موردی که عرف مدیون متخلف را مسئول نشناسد بسیار دشوار است و هیچ ضرورت نداشت که قانونگذار امکان مطالبه ضرر را منوط به تصریح در عقد یا حکم عرف و قانون کند.»[۲۲۱]
به طور کلی خسارت عبارت است از زیان وارده بر شخص و تعریف خسارت و زیان در اصطلاح عرف و نیز حقوق، هر گونه کاهش در کمیت یا کیفیت مال شخص زیان دیده است.[۲۲۲]
گفتار دوم : جبران خسارت در صورت تخلف از شرط مقدار
از آن جایی که ضمانت اجرای تخلف از شرط مقدار، خیار تخلف از شرط یا خیار تبعض صفقه می باشد که در صورت استفاده ذینفع از خیارات مزبور موجب فسخ عقد می گردد و بر طبق قواعد عمومی قراردادها ، اثر فسخ ناظر به آینده است و در گذشته تاثیر نمی کند بنابراین ، پس از فسخ قرارداد ، باید مورد معامله به مالک قبل از عقد برگردد . فسخ رابطه قراردادی را از تاریخ تحقق فسخ از بین می برد و تعهدات طرفین را ساقط می کند و اگر مورد معامله عین باشد ، به مالک قبلی بر می گردد .[۲۲۳]ماده ۴۵۹ قانون مدنی که در خصوص بیع شرط آمده است این موضوع را تایید می کند و مقرر می دارد که « در بیع شرط به مجرد عقد ، مبیع ملک مشتری می شود … و اگر بالعکس بایع به شرط مزبور عمل نماید و مبیع را استرداد کند از حین فسخ ، مبیع مال بایع خواهد شد . »
باید گفت که زیان دیده علاوه بر فسخ بیع، می تواند مطالبه خسارت را نماید بنابراین ، برای حکم به ترمیم خسارت ، اجتماع شرایط سه گانه زیر ضروری است :
۱- ضرر ۲- فعل زیان آور ۳- رابطه سببیت بین فعل و ضرر [۲۲۴]
۱-ضرر :یکی از ارکان دعوی خسارت وجود ضرر است. که شخص خسارت دیده باید ثابت کند ضرر به او وارد شده است . صرف تخلف از تعهد یا تقصیر ، ملازمه با ضرر ندارد بلکه زیان دیده باید اثبات کند که در اثر فعل موجد زیان ، واقعا ضرری را تحمل کرده است . ضرر تعریف قانونی ندارد . به نظر می رسد که تشخیص ضرر موکول به حکم عرف است و ضرر عرفا عبارتست از : تلف یا نقص در اموال ، تفویت منافع ممکن الحصول و … [۲۲۵]
۲- فعل زیان آور : رکن دوم مطالبه خسارت انجام فعل زیان بار است هرعملی که موجب ضرر به دیگری باشد ممنوع نیست بلکه عمل مضری که بدون مجوز قانونی صورت گرفته ضمان آور است .فعل زیان بار اصولا مبتنی بر تقصیر عامل زیان است .[۲۲۶] که فعل زیان بار راجع به مقدار ، اطلاعات غلط و یا سهل انگاری می باشد . چه بسا که خود بایع هم اصلاً به مقدار عالم نبوده و بیع به شرط مقدار منعقد نموده است و یا مشتری هم به مقدار عالم نبوده است . پس باید ثابت شود که اطلاعات غلط راجع به مقدار عمداً و به قصد اضرار به مشتری داده شده است یا حداقل از روی سهل انگاری بوده است یا باید تقصیر یا قصوری را متوجه بایع یا مشتری بدانیم تا مسئولیت متوجه او گردد .
۳- رابطه سببیت بین فعل و ضرر : اثبات ورود ضرر و فعل زیان آور برای تحقق مسئولیت کافی نیست ، بلکه لازم است بین فعل زیان آور و ضرری که شخص ادعا می نماید رابطه سببیتی وجود داشته باشد .
ماده ۳۸۶ قانون مدنی مقرر می دارد « اگر در مورد دو ماده قبل معامله فسخ شود ، بایع باید علاوه بر ثمن مخارج معامله و مصارف متعارف را که مشتری نموده است بدهد.» این حکم مبنی بر فرض آگاه بودن فروشنده از مقدار مبیع و تقصیر او در دادن اطلاعات نادرست به خریدار است . پس هرگاه فروشنده نیز از مقدار مبیع بی اطلاع باشد و این نکته را با خریدار در میان گذارد و معامله بر این مبنا انجام شود دیگر نمی توان گفت فروشنده باعث ضرر خریدار شده است به همین جهت ماده ۳۸۶ ق.م. تنها ناظر به دو ماده ۳۸۴ و ۳۸۵ ق.م. است زیرا بنابر فرض ، در این دو ماده مقدار مبیع معلوم است و فروشنده بر این مقدار آگاهی دارد ولی در مورد ماده ۳۵۵ ق.م. مبیع به عنوان مبیع معلوم به خریدار عرضه نشده است و احتمال دارد که فروشنده نیز مقدار آن را نداند . و قانونگذار حکم را بر مبنای تقصیر فروشنده قرار نداده است.»[۲۲۷]
شاید به نظر برسد تفاوتی میان سه ماده فوق الذکر وجود ندارد ولذا می توان حکم ماده ۳۸۶ ق.م را به ماده ۳۵۵ تسری داد لکن توجه به مبنای وضع ماده ۳۵۵ قانون مدنی خلاف این امر را نشان می دهد چرا که وقتی در نظر طرفین خصوصا مشتری مقدار جنبه فرعی و وصفی باشد ، عدم تطابق آن با واقع ضرر مسلم را برای او بار نمی آورد ، بر خلاف موردی که مقدار دارای جنبه اصلی بوده و تطابق نداشتن آن با واقع به طور قطع ضرری ناروا به مشتری وارد میکند . ( مواد ۳۸۴ و ۳۸۵ ق . م ) از این رو به دلیل نبود یکی از ارکان مسئولیت مدنی ( ضرر قابل مطالبه ) نمی توان حکم ماده ۳۸۶ ق.م را در مورد ماده ۳۵۵ ق.م جاری دانست . [۲۲۸]
قانونگذار در ماده ۳۸۶ ق . م . به صراحت بیان نموده است اگر در مورد مواد ۳۸۴ و ۳۸۵ معامله فسخ شود علاوه بر ثمن می توان مطالبه خسارت کرد ولی در ماده ۳۵۵ ق . م . ادعای خسارت علاوه بر اثبات ارکان دعوی خسارت محتاج به اثبات تقصیر نیز است.البته قانونگذار باید نظیر ماده ۳۸۶ ق . م . را برای ماده ۳۵۵ ق . م . هم می‌آورد که غفلت کرده است. زیرا ماده ۳۵۵ قانون مدنی هم مثل ماده های ۳۸۴ و ۳۸۵ ق . م . می باشد و نیز از آن‌جایی که مدرک حکم ماده ۳۸۶ ق . م . قاعده غرور ( المغرور یرجع الی من غر ) می باشد.[۲۲۹] در خصوص جبران خسارت ماده ۳۵۵ ق . م . نیز قاعده غرور حاکم است .
همچنین از آن جا که در هر عقدی بایع بطور ضمنی تعهد می کند که مبیع را مطابق شرایط و اوصاف مندرج در قرارداد تهیه و به مشتری تحویل دهد لذا قصد مشترک طرفین آن است که در صورت تخلف علاوه بر ایجاد حق فسخ برای ذینفع ، خسارات وارده بر او نیز باید جبران شود.[۲۳۰] ولی بنابر فرض قانونگذار ، ماده ۳۸۶ ق. م. فقط مشمول ماده ۳۸۴ و ۳۸۵ ق . م . می باشد.لذا در صورت فسخ بیع بایع مکلف است علاوه بر ثمن مخارج معامله ومصارف متعارف راکه مشتری نموده است بدهد .« زیرا بایع که مالک مبیع می باشد باید از وضعیت مال خود آگاه باشد و چون آن را نمی دانسته یا می دانسته و بر خلاف حقیقت اظهار داشته سبب تضرر مشتری شده است و مسبب ، مسئول کلیه خساراتی است که از عمل او متوجه می گردد .» [۲۳۱] اما در خصوص اضافه مساحت ماده ۱۴۹ ق . ث . باید گفت که خسارت به طریق خاصی جبران می‌شود. و در این ماده استثنائا بابقاء عقد و ماندن اضافه مساحت درملکیت خریداربهای مساحت اضافی بر اساس ارزش مندرج در اولین سند انتقال به بایع داده می شود و بدین طریق جبران خسارت می گردد .
مبحث سوم : نمائات و منافع ناشی از فسخ عقد در شرط مقدار
فسخ عبارت از بر هم زدن عقد لازم است در مواردیکه قانون اجازه می دهد. فسخ از ایقاعات است و بدون موافقت طرف معامله و حضور او محقق می شود فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل می شود . فسخ از زمان انشاء فسخ ، عقد را بر هم می زند و از ادامه آثار آن جلوگیری می کند در قانون مدنی موادی که صریحا آثار فسخ را بیان کند موجود نیست ولی می توان از مواد مختلفه مانند ماده ۴۵۹ قانون مدنی در بیع شرط و مواد راجعه به اقاله ، آثار فسخ را دانست و حکم آنها را از نظر وحدت ملاک به فسخ و انفساخ سرایت داد . بنابراین در اثر فسخ هر یک از دو مورد معامله در همان وضعیتی که در موقع فسخ دارد به مالک قبل از عقد رد می شود یعنی مبیع به فروشنده و ثمن به خریدار مسترد می گردد . نظر به اینکه ممکن است که مال مورد معامله در فاصله ی بین وقوع عقد تا زمان فسخ منافعی داشته باشد لذا در این قسمت نمائات و منافعی که در صورت فسخ عقد ایجاد می گردد را مورد بررسی قرار می دهیم .
گفتار اول : مفهوم نمائات و منافع
۱ـ نمائات: جمع نماء است که غالبا به صیغه جمع به کار می رود و در لغت به معنی « افزون شدن ، افزایش یافتن ، بلند شدن می باشد»[۲۳۲] و در اصطلاح فقه و مدنی « بر هر یک از دو مورد ذیل صادق است:
الف ـ افزایش مادی یک مال مانند این‌که درختی میوه دهد و گاوی فر به شود و گوسفندی شیر دهد یا پشم آن بروید.
ب ـ افزایش معنوی یک مال مثل اینکه سگی را تعلیم دهند که حراست خانه یا باغ یا رمه کند و یا کار دیگر از قبیل یافتن دزد و این سگ را کلب معلم یعنی سگ آموخته گویند»[۲۳۳]
که نمائات به دو دسته تقسیم می شوند :
« نماء متصل : نماء پیوسته به مال معین را گویند مانند فربهی گوسفند یا پشم آن که هنوز چیده نشده در مقابل نماء منفصل بکار می رود .
نماء منفصل: الف ـ نمائی که از مال جدا شده باشد مانند میوه ای که از درخت چیده شده است. ب ـ به نظر بعضی نماء وقتی که قابل جدا کردن از مال باشد منفصل است هرچند که عملاً جدا نشده باشد . پس پشم چیده نشده از گوسفند نماء منفصل است ولی فربهی گوسفند نماء متصل است زیرا قابل جدا کردن نیست.»[۲۳۴]
۲ـ منافع: منافع جمع نفع می باشد و به معنی منفعت در لغت به معنی « آنچه موجب نفع بشود، فایده ، سودو بهره.»[۲۳۵] منفعت « به تدریج از اعیان اموال به دست می آید بی آن‌که از عین مال به گونه ای محسوس بکاهد.»[۲۳۶] منافع به دو دسته منافع متصل و منافع منفصل تقسیم می شوند .
قبل از تعریف اقسام منافع، لازم می آید معنی ثمره و حاصل را شرح دهیم. با وجود اینکه در عرف ثمره و حاصل به عنوان دو واژه مرادف زیاد به کار می رود ولی باید گفت :« ثمره عبارت است از منفعت تدریجی که ایجادآن از عین نمی کاهد و محصول یا حاصل فایده ای که از عین جدا می شود و در دید عرف از آن می کاهد.»[۲۳۷]
منافع منفصل ، ثمره یا حاصلی است که از لحاظ مادی یا حقوقی قابل جدا شدن از عین است؛ ارزش دیگری است که می تواند به شخص دیگر تعلق یابد : مانند ، نوزاد حیوان یا محصول زمین .
منافع متصل : عبارت از اوصافی یا کیفیتی است که بر ارزش عین می افزاید ولی هیچ گاه جدا از آن تصور نمی شود. مانند فربه شدن حیوان و بالا رفتن بهای آن . نتیجه مهمی که از این تقسیم ناشی می شود جایی است که زمانی عین در ملکیت انتقال گیرنده است ، پس در اثر فسخ یا اقاله قرارداد سبب انتقال یا انفساخ بیع ، ملکیت به جای خود باز میگردد . در این صورت منافع متصل همراه با عین جابجا می شود ، در حالی که تجزیه پذیری منافع منفصل سبب می شود که هر کس در هر زمان مالک عین باشد ، منافع آن زمان نیز به او تعلق یابد . [۲۳۸]
با توجه به تعاریف فوق نمائات و منافع معانی نزدیک به هم دارند و به سادگی قابل تشخیص نیستند. البته چنین به نظر می‌رسد آن چیزی که به مال افزوده می شود و چیز اضافی در آن ایجادمی‌ نماید نماء می باشد و نمائات بیشتر اختصاص به منافع طبیعی دارد و منافع طبیعی به ثمره ای گویند که خود به خود از عین حاصل می شود مثل بالا رفتن قیمت کالاها و زمین و آنچه که از اموال بهره و استفاده برده می‌شود نفع می نامند که از عین نمی کاهد و به تدریج بدست می آید. همان طوری که از ماده ۲۸۷ ق . م . بر می آید نمائات و منافع از زمان عقد تا زمان اقاله مال کسی است که به واسطه عقد مالک شده است، اما قسمت اخیر ماده مزبور چنین بر می آید که پس از اقاله دیگر بحث منفعت منتفی است و منفعت مال کسی است که مال در دست او است و به تدریج از آن مال سود می برد. قانونگذار در بیشتر موارد از جمله ماده ۲۸۷ و ۴۵۹ ق.م. اصطلاحات منافع و نمائات را با هم بکار برده است. ولی در بعضی موارد مثل ماده ۲۶۱ قانون مدنی که مقرر می دارد : « در صورتی که مبیع فضولی به تصرف مشتری داده شود ، هر گاه مالک معامله را اجازه نکرد ، مشتری نسبت به اصل مال و منافع مدتی که در تصرف او بوده ضامن است و… » قانونگذار در اینجا منافع را در معنی گسترده ای استعمال نموده لذا شامل هر دو منافع و نمائات می باشد .
گفتار دوم : نمائات و منافع مبیع تابع مالکیت مشتری است یا تابع ضمان مبیع؟
بیع عقدی است تملیکی و در صورتی که مبیع عین خارجی یا در حکم آن باشد به نفس عقد به ملکیت مشتری داخل می شود لذا منافع و نمائات مبیع یا ثمن به تابعیت از ملک آن ، از لحظه تراضی و انعقاد عقد به مالکیت خریدار و فروشنده در می آید . در واقع از لحظه وقوع عقد نمائات و منافع حاصل از مبیع متعلق به خریدار و نمائات و منافع ثمن متعلق به فروشنده است، اگرچه مبیع یاثمن تسلیم نشده باشند . چون که طبق بند ۱ ماده ۳۶۲ ق. م. به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می گردد .
اگر بیع فسخ شود به استناد ماده ۲۸۷ ق . م و وحدت ملاک آن نمائات و منافع منفضله که اززمان عقد تا زمان فسخ در معامله حادث می شود مال کسی است که به واسطه عقد مالک شده است. زیرا نمائات و منافع در ملکیت تابع عین هستند .نمائات متصله مال کسی است که در نتیجه فسخ مالک می شود اگر چه ماده ۲۸۷ ق . م . در خصوص اقاله بیان شده است. ولی در مورد فسخ هم می‌توان به‌کار برد و نمائات در این مورد هیچ خصوصیتی ندارد که تنها در خصوص اقاله به کار رود.[۲۳۹] نیز ماده ۴۵۹ ق . م . مثل حکم ماده ۲۸۷ ق . م . می باشد . البته به نظریه فوق ایراد گرفته شده است[۲۴۰] که ماده ۲۸۷ ق . م . در خصوص اقاله است و اقاله بر تراضی متکی است و با تراضی هر کاری را می توان انجام داد ولی خیار، عمل یک جانبه است و قیاس مع الفارق می‌باشد و نیز ماده ۴۵۹ ق . م . در خصوص خیار بایع شرطی است، و نیز بیان شده است که در خصوص فسخ که یک نوع موازنه منفی می باشد. به این معنی که معاملات و توازنی که در معامله برقرار شده است در صورت وقوع فسخ به حکم موازنه باید به قبل از انعقاد عقد برگردد . بنابراین در خصوص فسخ ، ثمن به مشتری رد می شود و اگر ثمن نمائاتی هم داشته باشد آن هم به مشتری رد می گردد و نیز مبیع و نمائات آن به بایع بر می گردد که قاعده(خراج بالضمان ) موید مطلب فوق می باشد.[۲۴۱] به عبارتی دیگر هر کسی که از بین رفتن مال از دارایی او باشد منافع آن هم به او تعلق دارد که این خراج بالضمان می باشد .
نیز بیان نموده‌اند که در مورد نمائات اعیان باید دو قاعده را در نظر گرفت یکی قاعده ( المبیع یملک بالعقد ) است و دیگری قاعده موازنه که قاعده موازنه حاکم بر قاعده المبیع یملک بالعقد است. زیرا ناشی از تراضی متعاقدین است و این تراضی می تواند بر قاعده نخست حکومت کند غفلت از اجراء قاعده موازنه و اعتماد به قاعده المبیع یملک بالعقد در واقع نادیده گرفتن موازنه ای است که عاقدین در حین انعقاد عقد آن را قبول نموده اند .[۲۴۲]
به نظر می رسد که فسخ عقد به علت تخلف از شرط مقدار همان موازنه ای است که طرفین به آن تراضی دارند و در خصوص نمائات نیز موازنه رعایت می شود به این صورت که از نمائات منفصل ثمن متعلق به بایع می شودو نمائات منفصل مبیع متلعق به مشتری می گردد.
این خودِ توازن است که با قاعده المبیع یملک بالعقد هم عرض می باشند و هیچ کدام بر دیگری حکومت ندارد و نیز قاعده خراج بالضمان هم اگر چه می توان قبول کرد اما از آنجا که قانونگذار قاعده المبیع یملک بالعقد را پذیرفته است و هیچ اشاره‌ای به قاعده الخراج بالضمان ندارد پس مبنای نمائات قاعده المبیع یملک بالعقد و نیز موازنه می‌باشد. پس نمائات مبیع از تاریخ عقد به ملکیت مشتری در می‌آید و این از مواد ۸۱۹ و ۸۰۴ ، ۷۸۶ ، ۳۶۲ ، ۳۳ قانون مدنی استنباط می شود .
در خصوص مالکیت منافع اختلافی بین حقوقدانان وجود ندارد زیرا که منافع، به تدریج از اعیان اموال به دست می آیدبی آنکه از عین مال به گونه ای محسوس بکاهد و هر کس در هر زمان که مالک عین باشد منافع آن زمان هم به او تعلق می یابد و از آن استفاده و سود می برد و بعد از فسخ عقد یااقاله قرارداد مالکیت به جای خود باز میگردد لذا بحث منافع منتفی می گردد .
بنابراین از زمان اعلام فسخ ، عقد از بین می رود و تا زمان فسخ ، عقد تمام آثار خود را دارد و اثر خیار فسخ از زمان اعمال خیار عملی می شود و از زمان انعقاد عقد اثر پیدا نمی کند . و « هدف از فسخ عقد این است که وضع دو طرف به جای پیشین بازگردد اگر مبادله ای انجام پذیرفته است بر هم خورد .»[۲۴۳]
قابل ذکر است که ماده ی ۲۸۷ ق.م ناظر به نمائات و منافع طبیعی است که نتیجه کار و فعالیت انسان نمی باشد اما اگر در نتیجه کار متصرف افزایش قیمت در فاصله بین عقد و اقاله یا فسخ عقد در مورد معامله حاصل شده باشد ، چنانچه مشتری خانه را تعمیر یا نقاشی کند یا کتاب را صحافی کند ، افزایش قیمتی که در اثر عمل او حاصل شده است متعلق به او خواهد بود . ( ماده ۲۸۸ ق.م )[۲۴۴]
مبحث چهارم :انتقال خیار فسخ ناشی ازتخلف در شرط مقدار
خیار حقی است برای متبایعین یا یکی از آنها که می تواند عقد لازم را بر هم زند . عقد لازم پس از آنکه طبق قانون واقع شد بین متعاملین و قائم مقام آنها لازم الاتباع است . باید مفاد آنرا به موقع اجرا بگذارند و نمی توانند هر وقت بخواهند آن را بر هم زنند مگر اینکه علت قانونی برای فسخ آن مثل خیار یا اقاله باشد . [۲۴۵] خیارات مختلف ممکن است در عقد بوجود آیند مثل خیار مجلس و خیار حیوان بلافاصله پس از عقد در بیع حیوان به وجود می آیند که در این صورت از هر یک یا تمامی خیارات برای فسخ عقد می توان استفاده کرد . استفاده از حق فسخ موجب انحلال عقد میگرددو در اثر انحلال عقد مورد معامله به مالک قبل از عقد بر می گردد .
یکی از مسائلی که در احکام خیار مورد بحث و بررسی قرار می گیرد این است که آیا خیار می تواند به دیگری منتقل گردد ؟ یا این‌که تنها اختصاص به کسی دارد که در قرارداد برای او خیار در نظر گرفته شده است ؟
« خیار حقی است مالی و قابل انتقال » [۲۴۶]خیار در صورتی می تواند قابل انتقال باشد که : اولاً : باید به عنوان یک حق مطرح باشد نه به عنوان دیگر. ثانیاً : حقی باشد که دارای قابلیت انتفاع ، منفعت عقلایی و مشروع باشد . این حق تنها در صورتی می‌تواند مورد انتقال واقع شود که متعلق به متعاقدین باشد که در معامله ذی نفع باشند. اما چون به تعبیر ماده ۴۴۶ قانون مدنی که خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروط له قرار داده شود و در این صورت منتقل به وراث نخواهد شد ، واضح است عدم امکان انتقال و یا این‌که در دست شخص ثالثی قرار گرفته باشد در این صورت نیز هیچ گونه انتقالی صورت نمی گیرد.
انتقال حق خیار به دو طریق صورت می گیرد :۱- انتقال ارادی ۲- انتقال قهری
گفتار اول : انتقال ارادی
در انتقال حق خیار به شخص طرف قرارداد با توجه به این‌که خیار حقی است مالی و مانند سایر حقوق مالی می توان مورد انتقال قرار داد.[۲۴۷] بنابراین اگر در عقد بیع طرفین شرط کنند که چنانچه بایع یا مشتری خیاری از بابت تخلف از شرط ایجاد شود به طرف مقابل او انتقال یابد، این شرط درست می باشد یا این‌که طرفین شرط کنند که چنانچه حق فسخی بابت تبعض صفقه به یکی از طرفین ایجاد شود به طرف مقابل انتقال یابد، باز هم این انتقال درست و صحیح می باشد چون اصل حاکمیت اراده اقتضاء دارد که اراده و توافقهای طرفین محترم شمرده شود . اگر چه می توان گفت که شرط صفت یا تبعض صفقه در آن زمان به‌وجود نیامده‌اند و حقی ایجاد نشده است پس نمی تواند مورد انتقال قرار گیرد . باید گفت که خیار تخلف از شرط یا خیار تبعض صفقه به علت وجود اشتباه می باشد و اشتباه در موقع وقوع عقد ایجاد شده است و به تبع آن حق فسخ نیز در موقع وقوع عقد ایجاد گردیده است. به عنوان مثال بایع زمینی یا پارچه ای به مشتری می فروشد که بعد از متر کردن ، معلوم می شود کمتر از مقدار مشروط در عقد می باشد لذا در این مورد اشتباه در موقع وقوع عقد ایجاد شده و مبنای حق فسخ در زمان وقوع عقد بوده است گر چه در زمان وقوع عقد این اشتباه نمایان نبوده است و بعداً آشکار شده است. بنابراین انتقال حق فسخ ناشی از تخلف از شرط یا تبعض صفقه صحیح می‌باشد.
در مواردی طرفین عقد بیع می توانند خیار را به دیگران انتقال دهند در این صورت انتقال خیار یا همراه با موضوع قرارداد است یا بطور مستقل. انتقال موضوع قرارداد به شخص ثالث باعث واگذاردن تبعی خیار فسخ نمی شود و گاه نیز نشانه اسقاط خیار فسخ است زیرا خیار از توابع عقد است نه مال . مثلاً اگر خریدار کامیونی ، عیبی در آن بیابد و با وجود این ، کامیون را به دیگری انتقال دهد این اقدام نشانه اسقاط خیار فسخ می باشد.بنابراین ، انتقال گیرنده به قائم مقامی خریدار حقی پیدا نمی کند تا به استناد آن عقد را برهم بزند.[۲۴۸]
نیز طرفین عقد بیع می توانند انتقال خیار را بطور مستقل به طرف دیگر قرارداد، انتقال دهند و در مورد شخص ثالث با این اشکال روبرو است که این حق هیچ استفاده مادی برای انتقال گیرنده ندارد و برای او حق مالی محسوب نمی شود. ولی می توان گفت که دادن ارزش مالی برای یکی از دو طرف قرارداد کافی است و عرف این انتقال را بیهوده نمی بیند ، چرا که توان جلب مال برای دیگری نیز قدرتی مطلوب است و اگر شخص ثالث از خیاری که به او انتقال داده شده است استفاده کند موضوع مبادله به دو طرف عقد بازمی گردد و به او مالی نمی‌رسد. ولی باید گفت که او نیز گذشته از خشنودی ناشی از کسب قدرت بطور معمول نفع معنوی و گاه مادی در این زمینه دارد .[۲۴۹]
گفتار دوم : انتقال قهری
از آن‌جایی که خیار ، در زمره حقوق مالی است این حق بطور معمول در زمره سایر اموال به وراث می رسد و قانون مدنی آن را به عنوان قاعده اعلام می کند.[۲۵۰] ماده ۴۴۵ قانون مدنی مقرر می دارد « هریک از خیارات بعد از فوت منتقل به وراث می شود .»
فقها اجماع دارند که خیار به همه انواعش به ارث می‌رسد و دلیل بر آن … اتفاق نظر فقها بر آن و نقل و عدم خلاف می‌باشد.[۲۵۱] البته طرفین عقد می‌توانند شرط کنند که بعد از فوت صاحب خیار ، خیار خود به خود ساقط شود یا این‌که حق فسخ را به مباشرت صاحب خیار یا شخص دیگری شرط کنند. در این صورت به محض فوت شخص که مباشرت آن شرط شده حق فسخ منتفی می شود و نیز بنابه اصل حاکمیت اراده‌ها، اگر شرط کنند که بعد از فوت صاحب خیار یا شخص دیگر، حق فسخ از بین برود . در این صورت هم حق فسخ پس از فوت، ساقط می‌شود. ماده ۴۴۶ ق.م مقرر می دارد : «خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروط له قرار داده شود در این صورت منتقل به وراث نخواهد شد.» همچنین است در سایر خیارها ، که به جای شرط سقوط در زمان مرگ ، می توان قید مباشرت در اجرای حق خیار را شرط کرد.[۲۵۲]

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 77
  • 78
  • 79
  • ...
  • 80
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • ...
  • 84
  • ...
  • 85
  • 86
  • 87
  • ...
  • 140

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 ضرر تن ماهی برای گربه
 معنی دم تکان دادن سگ‌ها
 جذب مشتری با مشتریمداری
 حل مشکلات رفتاری سگ‌ها
 تربیت خوکچه هندی
 تفاوت ابراز عشق مردان و زنان
 بهینه‌سازی وردپرس با افزونه
 راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین کم‌هزینه
 هشدار روش‌های درآمد آنلاین
 نشانه‌های سردرگمی در رابطه
 راز موفقیت فروش با گارانتی
 علائم وابستگی عاطفی
 علت تغییر نکردن روابط عاشقانه
 سئو محتوای سایت
 افزایش نرخ تبدیل وبسایت
 تعریف روانشناسی عشق واقعی
 اهمیت عشق به خود
 آموزش Midjourney پیشرفته
 خطرناک‌ترین نژادهای سگ
 تغذیه گربه پرشین
 راه‌اندازی کسب‌وکار کم‌هزینه
 معرفی گربه بنگال
 افزایش فروش محصولات سلامت دیجیتال
 خرید آکواریوم و تجهیزات
 نشانه‌های غفلت از عشق در مردان
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • فایل پایان نامه با فرمت word : بررسی اندیشه‎ها و درون ‎مایه‌ی اشعار شمس لنگرودی- ...
  • منابع علمی پایان نامه : بررسی رابطه متقابل دین و اقتصاد- فایل ۱۱
  • مطالب در رابطه با : شناسایی و بررسی مؤلفه ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه اصلاح کوالانسی لایه- به ...
  • سایت دانلود پایان نامه : مقالات و پایان نامه ها درباره تحلیل پیامد‎های ژئوپولیتیک مقاومت ...
  • طراحی مدل تشخیص فرصت های کارآفرینانه در دانشگاه مطالعه ...
  • دانلود فایل ها با موضوع ارتباط بین مدیریت سود ...
  • دانلود پایان نامه بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در ...
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد طراحی ...
  • دانلود مطالب پژوهشی درباره شناسایی ضرایب سختی و میرایی ...
  • بررسی رابطه مهارتهای مدیریتی واهرم مالی با بازده حقوق صاحبان ...
  • دانلود فایل های پایان نامه در مورد بررسی تاثیر افزودن ...
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با تحلیل وارزیابی قابهای ...
  • دانلود مطالب درباره بررسی تاثیر روش تدریس جیگ ...
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد جایگاه بخش انرژی در ...
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان